کودک پرتحرک

 

کودک پر تحرک

 

بحث کودکان پر تحرک یکی از مباحث مهم در مسائل رفتاری کودکان است. زیرا کودکان پر تحرک معمولا به خاطر انرژی یا حرکات زیاد خود مورد بی توجهی یا آزار و اذیت بزرگسالان و اطرافیان قرار می گیرند. گاهی دیگران آنها را به عنوان کودکانی بی ادب و والدین آنها را به عنوان پدر و مادری که نمی دانند چگونه بچه تربیت کنند معرفی می کنند، در حالیکه کودکان پر تحرک در واقع نه بی ادب هستند و نه شیطان .پر تحرک بودن آنها کاملا مربوط به شیوه های تربیت پدر و مادر می شود.

 

مادر از همان ابتدای تولد ممکن است متوجه حرکات کودک شده یا هنگام شیر دادن به کودک متوجه شود که او در آغوشش حرکات اضافی دارد. اینگونه شواهد بیانگر این هستند که بیش فعالی یا پر تحرک بودن دارای زمینه های ارثی  نسبتا قوی است. محیط می تواند به کاهش یا افزایش این مشکل کمک کند. در سالهای بعدی یا حتی در شش ماه اول تولد ، مادر متوجه رفتارهای پر تحرک کودک می شود. در حدود سه سالگی معمولا تحرک کودک به اوج خود می رسد و اداره و کنترل او توسط والدین مشکل می شود.

بعد از سه سالگی در صورت تغذیه و محیط مناسب و روابط مطلوب والدین و کودک ، مشکلات به تدریج کاهش یافته و در اواخر سالهای دبستان ، رفتار او بتدریج بصورت طبیعی باز می گردد. متاسفانه از آنجا که بسیاری از والدین و مربیان نمی دانند با کودک پر تحرک چگونه برخورد کنند ممکن است از تنبیه ، امر و نهی های مکرر و حتی کتک زدن استفاده کنند ، که نه تنها کمکی به حل مشکل نمی کند، بلکه موجب افزایش مشکلات می شود. گروهی از روان شناسان و روان پزشکان کودک در انگلستان ، مطالعات وسیعی را درباره کودکان پرتحرک آغاز کردند.

 

این پژوهشگران در یکی از برنامه های خود تلاش کردند کودکان پر تحرک سوال کنند که مشکل چیست؟ چطور این همه تکان می خوری؟ چرا دائما در حال جنب و جوش هستی؟ پاسخ این بود : نمی دانم. گاهی مثل اینکه به سرم می زند، کنترل خود را از دست می دهم ، خودم هم نمی دانم چه مشکلی در من وجود دارد ، که گاهی نمی توانم آرام و قرار بگیرم.

 

خود کودک پرتحرک نیز ممکن است از وضعی که دارد ناراحت باشد. بنابراین یکی از هدفهای خدمات روانشناسی و برنامه های آموزشی تلاش برای نزدیک شدن به کودک و درک او و دنیای اوست. اگر کودک احساس کند که والدین و مربیان تلاش دارند که مشکلات او را درک کنند، همین موجب آرامش او شده و تا حدودی موجب کاهش حرکات او و ایجاد علاقه برای حل مشکل خواهد شد.

 

کودکان پر تحرک ، در خطر مشکلات درسی و یادگیری هستند، زیرا یکی از نشانه های رایج در این کودکان بی توجهی یا مشکلات ناشی از عدم تمرکز حواس است که موجب اختلال در یادگیری می شود. 

 


 

 

روابط متقابل(3)

روابط مکمل ممکن است به آسانی توسط روابط متقاطع آسیب ببیند.

رابطه متقاطع هنگامی بوجود می آید که پاسخ غیر منتظره ای به یک محرک داده شود. چنین پاسخی متناسب با محرک نیست . در اینجا خط رابطه بسته می شود و رابطه قطع می شود، یا منجر به برخورد تخریبی می شود. رابطه متقاطع علت بیشتر اختلافات بین افراد است.

مثلا شوهری از همسرش سوال می کند " جوراب های من کجا هستند؟ ممکن است همسر به جای اینکه پاسخ مناسبی به سوال شوهرش بدهد . با ناراحتی بگوید شما هم که مرتب مثل پدرم از من ایراد می گیرید ( رابطه متقاطع اول) . یا با شوهرش مثل یک بزرگتر با بچه برخورد کند و پاسخ بدهد " تو هم که مرتب وسایلت را گم می کنی! "( رابطه متقاطع دوم)

 

 

                                                                                                                                                                          

 

رابطه متقاطع اول

در چنین حالت هایی تا زمانی که پیکان ها بتوانند به صورت موازی  درآیند، باید مسئله به تعویق بیفتد. این مدت ممکن است در موارد مختلف از چند لحظه تا چند ماه طول بکشد مثلا در رابطه نوع اول یا باید طرف اول خود را در حالت والدین قرار دهد ، یا به طرف مقابل کمک شود تا برای پاسخ دادن از حالت بالغ خود استفاده کند، تا به این ترتیب رابطه از حالت متقاطع خارج شود.

روابط ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم ، صریح یا تو پرده ، قوی یا ضعیف باشند. روابط غیر مستقیم سه طرفه هستند. یعنی " طرف به در می گوید که دیوار بشنود. " روابط تو پرده آن هایی هستند که ظاهر و باطن آن ها با هم فرق می کنند. روابط ضعیف همان روابط سطحی و ساده هستند که طرفین توجه کافی به احساسات و عواطف یکدیگر ندارند.

رابطه سالم ، رابطه ای است صریح ، مستقیم و خالی از انگیزه های پنهانی. همه روابط را نمی توان در رابطه مکمل و متقاطع خلاصه کرد . بعضی از روابط عمیق تر هستند و ظاهر و باطن آنها با هم فرق می کنند. به این گونه روابط ، رابطه پنهانی گفته می شود.

رابطه پنهانی رابطه ای است که در آن بیش از دو حالت شخصیتی فعال باشند ( سه یا چهار تا ).

در این نوع رابطه ها باید به پیام های غیر کلامی ( لبخندها، نگاه ها، قیافه ها و لحن های کنایه دار) توجه کافی شود زیرا در روشن کردن ماهیت رابطه نقش مهمی دارند. رابطه پنهانی اساس بازی های روانی است.

 

بازی های روانی

بازی های روانی یکی از روشهای پر کردن وقت ، گذران عمر و برخورد با دیگران هستند . وقتی به رابطه ای بازی گفته می شود که دارای سه ویژگی باشد. اول این که شروع آن بصورت رابطه مکمل باشد  و ظاهرا قابل قبول بنظر برسد . دوم این که در پشت این رابطه ظاهری و قابل قبول یک رابطه پنهانی نهفته باشد و سوم اینکه دارای هدف مشخصی باشد.

این گونه روابط معمولا مانع از صداقت ، صمیمیت و روابط بازبین افراد می شوند. افراد معمولا بازی های روانی را مانند سایر بازی ها در کودکی می آموزند و در بزرگسالی به دنبال هم بازی های مناسبی می گردند تا بازی مورد علاقه خود را با آنها انجام دهند. چنین شریکی ممکن است همسر ، همکار ، همسایه یا دوست انسان باشد.

بازی های روانی اگر از والدین تقلید شده باشند، از حالت شخصیتی والد ایفا می شوند. اگر آگاهانه انتخاب شده باشند از بالغ بازی می شوند. اگر بر اساس تجارب اولیه دوران کودکی باشند و حالت کودکانه ای را نسبت به دیگران نشان دهند از حالت شخصیتی کودک انجام می شوند. بعضی از بازی ها ضرر اندکی برای بازیگر و دیگران دارند. آثار زیانبار برخی از بازی ها بیشتر است و برخی بازی های روانی را می توان بصورت کم ضرر ، زیانبار و خطرناک طبقه بندی کرد.

ادامه دارد...

ایلناز دشتی

 


 

 

شش کلید برای داشتن یک زندگی مشترک شیرین

 

"شش کلید برای داشتن یک زندگی مشترک شیرین "

 

 

1: سعی نکنید یکدیگر را تغییر دهید

یکی از نکاتی که متخصصان برای داشتن یک زندگی مشترک خوب پیشنهاد می‌دهند این است که زوج‌ها یکدیگر را همانطور که هستند بپذیرند و سعی کنند با شناختن تفاوت یکدیگر، به آنها احترام بگذارند و نخواهند که همسرشان عینا مثل خودشان شود.

 

2: در کارهایتان عشق را وارد کنید

درست است که انجام دادن کارهایی مثل تمیز کردن خانه، مرتب کردن انباری، شستن ظرف‌ها و ... کارهایی است که می‌تواند تکراری و خسته‌کننده باشد ولی اگر در انجام دادن این کارها به یکدیگر کمک کنید و به همین کارهای به ظاهر تکراری به چشم انجام وظیفه نگاه نکنید و به یاد علاقه‌ای که به یاد همسر و فرزندتان دارید بیفتید، می‌بینید که آن کارها چقدر بهتر و حتی سریعتر انجام خواهند گرفت.

 

3: جملات عاشقانه را فراموش نکنید

با گذشت زمان زوج‌ها انقدر درگیر زندگی روزانه خود می‌شوند که دیگر یادشان می‌رود علاقه‌شان را به همسرشان ابراز کنند. این مساله در حالی است که همین قضیه به ظاهر کوچک می‌تواند به استحکام زندگی‌شان کمک کند و نشان دهد آنها مثل روز اول مشتاق زندگی کردن با هم هستند.

 

4: سفر بروید

زندگی روزمره با این همه مشکلاتی که دارد شاید دیگر وقتی برای آرامش باقی نگذارد بنابراین چه چیزی بهتر از این که هر از گاهی از تعطیلات استفاده کنید یا حتی مرخصی گرفته و با همسرتان به جایی دور از شهر بروید تا هم استراحت کنید و هم با ایجاد لحظات خوشایند، زندگی مشترکتان را شیرین‌تر کنید و نگذارید در بین کارهای تکراری و وظایف شغلی و خانوادگی هر روز، برای یکدیگر عادی شوید.

 

5: طرف دشمن را نگیرید

در بعضی بگومگوها اتفاق می‌افتد که شخصی از همسر شما انتقاد می‌کند و بعد می‌خواهد شما را هم وارد ماجرا کند، این جا نقطه‌ای است که باید خیلی مواظب باشید چون ممکن است با حرف‌های او موافق باشید و شما هم وارد تیم حریف شده و همسرتان را به باد انتقاد بگیرید. درست همینجاست که واکنش درست شما می‌تواند همسرتان را نسبت به شما دلگرم یا دلسرد کند. حتی اگر با انتقادی که به او وارد شده موافق هستید، بهتر است خودتان به طور جداگانه آن را با او مطرح کنید نه در میان جمع و با حضور دیگران.

 

6: زیاد هم راحت نباشید!

درست است که اصل یک زندگی مشترک بر راحتی و آسایش است، اما نباید زیاد هم احساس راحتی کنید به طوری که باعث دلزدگی همسرتان از شما شود. نوع پوششتان در خانه، نوع رفتار کردنتان وقتی در خانه هستید و با همسر و دوستان صمیمی، نحوه صحبت کردن و ... از مواردی است که باید مواظب بود در عین حال که رسمی نباشد، بی‌ادبی نسبت به دیگران تلقی نشود و آنها بدانند که حضورشان برای شما همراه با احترام است.