پرخاشگری در کودکان

 

پرخاشگری در کودکان(2)

 

به دنبال مطالب گذشته همانطور که گفته شد این گروه از بیماری‌ها نیز که موجب پدید آمدن رفتار پرخاشگری کودکان است، به چند دسته‌ تقسیم‌بندی می‌شوند که شامل :
 

 

بیش‌فعالی:

کودکانی که بیش فعال هستند، از خود شیطنت بیش از حد بروز می‌دهند. در صورتی که خانواده‌ها آگاهی لازم برای برخورد یا دارو درمانی با این کودکان را نداشته باشند و با این کودکان رفتار نامناسب داشته باشند،کودک آرام آرام به خاطر محدودیت‌هایی که دارد و به علت نبود شرایط برای تفریح و بروز هیجان، دچار ناراحتی عصبی و پرخاشگری می‌شود و رفتارهای خراب کارانه‌ای از خود بروز می‌دهد. اولین راهکار برای درمان کودکانی که دچار چنین اختلالی هستند، این است که خانواده‌ها به محض اطلاع یافتن از بیماری فرزندشان به روان‌شناس کودک و نوجوان مراجعه کنند و در وهله نخست، اقدامات دارو درمانی را آغاز کنند.پس از آن نیز سعی کنند رفتار درمانی را بیاموزند.

معلولیت‌های جسمی شدید:

کودکانی که به دلیل نقص جسمی نمی‌توانند ارتباط مناسبی با دیگران برقرار و خواسته‌های خود را به شکلی مطرح کنند تا اطرافیان متوجه آن خواسته‌ها شوند، عمدتا رفتار پرخاشگری از خود نشان می‌دهند. تنها راهکار درمان این کودکان این است که والدین و پرستاران سعی کنند زبان مشترک بین خود و این کودکان را پیدا کنند. حداقل زبان خاص کودک را به شکل اشاره یاد بگیرند تا آرام‌آرام درخواست‌های آنان را بشنوند و پاسخ بدهند. این روش باعث می‌شود شدت پرخاشگری این کودکان کاهش یابد اما چنانچه پرخاشگری این کودکان ادامه یابد، لازم است تا از دارو درمانی استفاده شود.

معلولیت جسمی خفیف:

این موضوع متاسفانه در کشور ما بسیار رخ می‌دهد و کودکانی که از معلولیت خفیف اما از هوش بالایی برخوردارهستند، مانند کودکان لب شکری،کم‌شنوا،کم بینا و کودکانی با ناهنجاری‌های انگشت دست و پا که قادر نیستند به طور عادی حرکت کنند و از وسایل خاص برای ارتباط استفاده می‌کنند، پس از ثبت‌نام وحضور در مدارس عادی متوجه تفاوت خود با همکلاسی‌هایشان می‌شوند و اگر پیش زمینه رفتاری نامناسب از دوستانشان داشته باشند، رفتار‌های خشونت‌آمیزی از خود نشان می‌دهند.

بهترین راهکار این است که والدین قبل از ثبت‌نام مدارس، با مشاوره روان‌شناس مدرسه صحبت کنند و اطلاعات صحیح و دقیقی از بیماری فرزندانشان ارائه کنند. در ضمن علاوه بر این‌که بیماری این کودکان باید در مدرسه ثبت شود، اولیای مدرسه نیز باید کاملا با مشکل و شرایط کودک آگاه باشند تا به لحاظ روانی کودک دچار آسیب نشود.

عوارض جدی در انتظار کودکان پرخاشگر

اگر خشونت به دلیل شرطی شدن یا سایر دلایل اکتسابی بروز کند، به طور یقین کودک در آینده پس از ورود به جامعه بزرگ‌تر در روابط اجتماعی، ازدواج،محیط کار و دانشگاه با مشکلات زیادی روبه‌رو خواهد شد اما اگراین رفتارکودک به بیماری‌های جسمی مانند بیماری بیش‌فعالی باشد و بموقع درمان نشود، علاوه بر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز از کودک، سطح توجه و تمرکز او نیز کاهش می‌یابد و ممکن است کودک در آینده در ادامه تحصیل با مشکل مواجه شود؛ به طوری که حتی مدرک تحصیلی دیپلم راهم اخذ نکند.

بررسی علل پرخاشگری

علائم رفتارهای پرخاشگری در گروه‌های سنی مختلف، متفاوت است. به عنوان مثال ممکن است رفتار پرخاشگری در کودکان 2 تا5 سال با گریه‌های شدید، زد و خورد با والدین و اطرافیان، پا کوبیدن و کوبیدن سر به دیوار و خود زنی همراه باشد. در دوران مدرسه نیز عمده خشونت در مقابل همسالان بروز می‌کند. در این دوران، حجم گریه‌ها کاهش می‌یابد. در دوران بلوغ نیز عمدتا رفتارهای خشونت‌آمیز می‌تواند تبدیل به یک نوع افسردگی شود. در این دوران، این رفتارها می‌تواند به 2 گروه کاملا آرام در خود فرو رفته با علائم افسردگی یا رفتارهای کاملا خشونت‌آمیز به شکل زد و خورد بروز کند.

چنانچه این رفتارها منشأ بیماری‌های روانی داشته باشند، احتمال خودکشی در این افراد زیاد است. همچنین امکان دارد از اواخر دوران تحصیلی راهنمایی یا اوایل دوران دبیرستان این خشونت‌ها به بزهکاری تبدیل شود. در این دوران، این کودکان اگر با همسالان نامناسب آشنا شوند، وارد گروه‌هایی می‌شوند که سرگرمی‌شان بزهکاری، سرقت، کیف‌قاپی و... است. بنابراین شناخت و ریشه‌یابی علت یا علل پرخاشگری، بسیار حائز اهمیت است چرا که با شناخت این عوامل می‌توان از میزان و شدت پرخاشگری کودکان کاست.

نکته درخور توجه این است که خانواده‌ها باید از دوران دبستان بویژه پایه اول ابتدایی متوجه رفتارهای فرزندانشان باشند و چنانچه رفتاری مانند ناخن جویدن، شب‌ ادراری، گریه‌های نامناسب، ترس، لرزش خفیف جسمی یا گفتاری در فرزندشان مشاهده کردند، هرچه سریع‌تر به روان‌شناس مراجعه کنند تا از ایجاد رفتارهای خشونت‌آمیز جلوگیری کنند.


 

تحلیل رفتار متقابل

 

تحلیل رفتار متقابل (2)

 

در بر خورد با محرک های خارجی هرکس می تواند از هر کدام از حالت های شخصیتی خود پاسخ دهد. گاهی این حالت ها هماهنگ هستند ، گاهی متضاد.

 

مثال :

هنگام تعارف شیرینی ، واکنش حالت های شخصیتی ممکن است به صورت زیر باشد:

والد: بگیر بخور . این شیرینی به تو انرژی می ده.

بالغ: این شیرینی دست کم باید 400 کالری ایجاد کند، بهتره اونو بخورم.

کودک: به ، عجب کیکی  می تونم همشو بخورم.

در برخورد با یک غریبه :

والد: هیچ وقت اجازه نده یه غریبه به تو نزدیک بشه.

بالغ: چرا او می خواد با من آشنا بشه؟

کودک: من از او می ترسم.

 

هرکس می تواند از هرکدام از حالت های شخصیتی خود احساس کند، حرف بزند، گوش بدهد، نگاه کند و عمل نماید. هر حالت شخصیتی برنامه خاص خود را دارد. بعضی از افراد بیشتر از یک حالت شخصیتی خود پاسخ می دهند. به عنوان مثال کسانی که بیشتر تمایل دارند بوسیله حالت والد پاسخ دهند ، دنیا را همانطور می بینند که والدینشان می دیدند. در چنین حالتی توانایی آنها برای بیان آزاد احساسات ، دچار اختلال می شود.

هنگامی که نوزاد به دنیا می آید ، ابتدا حالت کودک ظاهر می شود. سپس حالت والد در آغاز بصورت تقلید رفتار و حالات پدر و مادر ظاهر می شود. بالغ زمانی بوجود می آید که کودک سعی می کند دنیای خارج را بشناسد و می فهمد که می تواند دیگران را کنترل کند. کودک از خود می پرسد چرا هنگامی که گرسنه نیستم باید غذا بخورم؟ و ممکن است سعی کند با تظاهر به دل درد مادر را دست به سر کند.

 

تحلیل روابط

هنگامی که دو یا چند نفر دور هم جمع می شوند، یکی شروع به صحبت کردن می کند یا به طریق کلامی حضور خود را نشان می دهد. به این کار محرک گفته می شود. سپس فرد دیگری واکنشی نشان می دهد که به گونه ای ارتباط می یابد به این محرک ، به این واکنش پاسخ گفته می شود. محرک واحد شناخته شدن است. یک محرک از یکی از حالت های شخصیتی به سوی حالت شخصیتی دیگری در طرف مقابل صادر می شود، همراه با آن پاسخ آن رابطه را بوجود می آورند. رابطه واحد کنش اجتماعی است . تحلیل روابط به این معنی است که مشخص شود محرک و پاسخ ناشی از کدام حالت شخصیتی هستند و در چه وضعیتی نسبت به یکدیگر قرار دارند.

 

ساده ترین نوع رابطه این است که محرک و پاسخ هر دو حالت بالغ باشند مثلا فردی ساعت را می پرسد و طرف جواب او را می دهد. پس از این رابطه از نظر سادگی رابطه کودک-والد قرار می گیرد مثلا فرزند آب می خواهد و مادر به او می دهد.

به این گونه روابط روابط مکمل می گویند. رابطه مکمل رابطه ای است مناسب ، قابل انتظار ، باز و ادامه یابنده. در این نوع رابطه پاسخ در ارتباط مستقیم با محرک قرار دارد . اکثر روابط ساده و روزمره ای که در روابط  اجتماعی مشاهده می شوند از نوع رابطه مکمل هستند. رابطه تا زمانی که مکمل باشد می تواند به طور مسالمت آمیز ادامه یابد.

 

ایلناز دشتی

ادامه دارد....


 

EG

 

کاربرد  EQ در زندگی زناشویی (2)

 

9 ) زوج های شاد و خوشبخت نسبت به زوج های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند.


10 ) برخی از مردان احساس می کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهدید واقع می شوند: یکی از طرف موقعیت هایی که قادر به کنترل آن ها نمی باشند و یکی هم از طرف عواطف ناخوشایند و منفی، همچون اضطراب و اندوه که به وسیله این موقعیت ها ایجاد می شوند. این مردان هنگامی که احساس آسیب پذیری و ناتوانی می نمایند، عصبانی می شوند و مایل به تجربه حالت های هیجانی هستند تا از آن طریق احساس کنند قادر به کنترل موقعیت ها می باشند.


11 ) در زمینه زندگی زناشویی، وضعیت فوق بدین معنی است که احتمالا یک شوهر به تقاضای همسرش جهت استقلال بیشتر، با واکنش های خشم آلود به این نوع گستاخی پاسخ دهد تا واکنش های مضطربانه و علت بروز چنین واکنشی احتمالا ترس از دست دادن همسر است. این خشم و عصبانیت ممکن است منجر به رفتارهای تخریبی شود که با جنگ و دعواهای خانوادگی و ضرب و شتم های جسمی و خشونت آمیز همراه است.


12 ) در تعامل های پر از تنش و تعارض زندگی زناشویی، حتی شوهرانی که بسیار مقاوم و شکیبا می باشند، احساس درهم شکسته شدن می نمایند و در مقابل علائم جسمانی و منفی شدیدی (همچون انقباضات و دردهای معده، افزایش ضربان قلب، تعریق کف دست، سردرد و…) که آنان را تهدید می کند، احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می نمایند. در چنین شرایطی، مردان ممکن است به صورت خودکار و غیر ارادی دچار خشم شوند. روی هم رفته و بر اساس یافته های مطالعات انجام شده بر روی تعامل های زندگی زناشویی، فرض می شود که اگر زوجین از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتی واضح و آشکار به یکدیگر اطلاع دهند و ابراز نمایند، زندگی بهتری خواهند داشت. برای این کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پیامدهای عواطفشان بر زندگی زناشویی شان آگاه گردند.

 

آنچه زنان در چهره مردان به   سادگی می بینند
طبق تحقیقاتی که اخیرا انجام شده است، زنان تنها با نگریستن به مردان می   توانند به   طور ناخودآگاه وجود یا عدم وجود خصوصیات مورد نظرشان را در مردان تشخیص دهند. به گزارش بی   بی   سی، در گزارشی که اخیرا در این رابطه تهیه شده است، آمده است: «زنان می   توانند نشانه   های علاقه یا عدم    علاقه به کودکان را درصورت مردان بخوانند و تشخیص دقیقی از چگونگی تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نیز داشته باشند.» تحقیقات آماری نشاده داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقه   مند هستند، برای روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب باطرز تفکر مردسالار برای روابط گذرا و کوتاه مدت مناسب هستند.

 

مطالعات انجام شده توسط محققین دانشگاه شیکاگو و دانشگاه کالیفرنیا (سانتا باربارا) نشان داده است: «زنان به   طرز شگفت   آوری در تشخیص توانایی مردان در تشکیل زندگی و میزان علاقه آنها به داشتن فرزند، تنها با نگاه کردن به چهره آنان، مهارت دارند. نتیجه گیری زنان در این مورد باعث می   شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتدای امر تصمیماتی اتخاذ کنند.» نتایج تحقیقات اخیر بیانگر این نکته است که در چهره هر شخص، خیلی بیش از آنچه تصور می رود اطلاعات کاملی در مورد پتانسیل شخصیتی در مقام شریک آینده زندگی وجود دارد.

 

آنچه مسلم است زنان در این زمینه از یک حس ثانویه برخوردار نیستند، اما مرور زمان و تجربیات مختلف به آنان می آموزد که تمام جزئیات را درمورد تصمیم   گیری برای زندگی مشترک آینده و ایجاد روابط خود در نظر بگیرند. بد نیست به یکی از آزمایش   های انجام شده در این تحقیقات اشاره ای داشته باشیم. در این آزمایش عکس هایی از چهره های مردان مختلف داوطلب در اختیار 29 نفر از دانشجویان دختر در مقطع لیسانس قرار گرفت. سپس از آنها خواسته شد که صاحبان عکس   ها را به ترتیب برطبق میزان علاقه آنها به کودکان، جذابیت ظاهری و مهربان بودن، دسته    بندی نمایند. به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتی بودن یا نبودن هر یک نیز بیان کنند. نتیجه کار باور نکردنی بود. حدس این دانشجویان دختر کاملا به واقعیت نزدیک بود! به عنوان نتیجه اصلی این تحقیق می   توان به این نکته اشاره کرد که «زنان آن دسته از مردانی را که به کودکان علاقه مند هستند، قابل اعتمادتر می   پندارند و آنها را برای ایجاد یک رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تری می   دانند. اکثر زنان این مسئله را با نگاه    کردن به چهره مردان تشخیص می   دهند.»