پرخاشگری در کودکان

 

پرخاشگری در کودکان(1)

 

یکی از عوامل بروز این رفتار، دلایل اکتسابی است که آن نیز متاثر از چند عامل است:


مشاهده رفتارهای خشونت‌آمیز:
یکی‌از دلایل ‌بسیار مهم ‌پرخاشگری‌ در کودکان،‌ یادگیری‌ است یعنی اگر کودک شاهد رفتارهای‌خشونت‌بار پدر و مادر با افراد دیگر باشد، این‌گونه ‌رفتار را فرامی‌گیرد. بنابراین ‌کودکان‌از طریق‌مشاهده، رفتارهای‌والدین ‌را می‌‌آموزند و همانند الگوهای‌خود رفتار می‌‌کنند.

 


مشاهده فیلم‌های خشونت‌آمیز:
متاسفانه تعداد زیادی از والدین، برنامه‌های خشونت‌آمیز مورد علاقه‌شان را در کنار کودکان تماشا می‌کنند. این مساله علاوه بر این‌که باعث رفتار خشونت‌آمیز در کودکان می‌شود، موجب بروز علائم اضطراب در آنان نیز می‌شود. بنابراین نیاز است والدین براساس علاقه خود و فرزندانشان زمان خاصی را برای دیدن این فیلم‌ها اختصاص دهند و به هیچ وجه این‌گونه فیلم‌ها را همراه کودکانشان نبینند.


 

استفاده از بازی‌های خشونت‌آمیز:
استفاده از بازی‌های خشونت‌آمیز مانند پلی‌استیشن یا بازی‌های کامپیوتری که عمدتا با زد و خورد شدید همراه است نیز باعث بروز علائم خشونت‌آمیز در کودکان می‌شود. البته چنانچه خانواده‌ها بخواهند یکباره این صحنه‌ها را از برنامه روزانه کودکانشان حذف کنند، با مخالفت شدید مواجه خواهند شد. بنابراین خانواده‌ها برای کاهش این رفتارها باید سعی کنند، آرام‌آرام و پله‌پله دیگر موضوعات مورد علاقه کودکشان را برایش جایگزین کنند. به عنوان مثال اگر کودکی علاقه به فوتبال یا ماشین بازی دارد، سعی کنند سی‌‌دی این‌گونه بازی‌ها را جایگزین کنند. این روند باید آنقدر آرام صورت گیرد که حداقل مخالفت از سوی بچه صورت گیرد.



شرطی شدن کودکان:
در این حالت، کودک شرطی شده است تا در مقابل هر خواسته‌اش گریه کند. معمولا این حالت در کودکان زیر 3 سال بیشتر دیده می‌شود. این گریه قطعا وسعت بیشتری پیدا می‌کند و به پا کوبیدن، کوبیدن سر به دیوار، فریاد زدن، کشیدن موها و خشونت در مقابل خواهر و برادر خود تبدیل می‌شود. برخی‌ از این مسائل مربوط به این است که کودک برای رسیدن به تمام خواسته‌هایش از خشونت استفاده می‌کند.

در این حالت، والدین باید فقط بی‌توجهی از خود نشان بدهند چرا که هر نوع توجهی در مقابل این رفتارکودک، می‌تواند مساله را شدیدتر کند، مانند خشونت در مقابل والدین و فریاد کشیدن. تنها راهکار این مساله، نشان ندادن عکس‌العمل در قبال کار این کودکان است اما چنانچه کودکی بارها و بارها در روز این کار را انجام بدهد و والدین از خود واکنش نشان ندهند، باعث می‌شود کودک در روند عاطفی‌اش با مشکل روبه‌رو شود.

در این خصوص نیز باید گفت اگر یک کودک از خود رفتار ناشایست خاصی انجام داد. برای درمان فقط به آن رفتار توجهی نکنند و با بقیه رفتارها به شکل دیگری برخورد کنند. گاهی در صورتی که رفتار کودک منطقی باشد، می‌توان خواسته‌های کودک را برآورد، اما باید در مقابل غیرمنطقی‌ترین رفتارهای کودک که به شکل بهانه‌گیری بروز می‌کند، والدین خاموش شوند. بیماری‌های جسمی و روانی می‌توانند منشأ پرخاشگری شوند

این گروه از بیماری‌ها نیز که موجب پدید آمدن رفتار پرخاشگری کودکان است، به چند دسته‌ تنوع تقسیم‌بندی می‌شوند.

ادامه دارد....

 


 

 

Transactional Analysis

 

تحلیل رفتار متقابل(1)

TA) (Transactional Analysis)

 

از سال 1970 TA به صورت رسمی در جهان شناخته شد و بنیانگذار آن دکتر اریک برن می باشد.این نظریه دارای دیدگاه های روان شنای فردی و اجتماعی است.

تحلیل رفتار متقابل برای آنکه ببینیم بین مردم و درون مردم چه می گذرد. با این روش می توان روشن کرد که در لایه های زیرین ارتباطات جاری بین انسانها به واقع چه چیزی در حال رخ دادن است و انتخابهای دیگری را نشان می دهد  که کسانی که درگیر آن روابط می باشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب کنند.

TA روش بسیار متداول است زیرا به طور گسترده ای از زبان محاوره ای استفاده می کند که برای تمام افراد در تمام سنین قابل درک است. در این روش افراد برای یافتن راه حل مشکلاتشان مشارکت دارند، آنها این توانایی را می یابندتا از طریق بستن قرارداد به شناخت توانائیهای بالقوه خود برای تغییر پی ببرند.

نهایت کارکرد  TA در آن است که افراد را به نقطه ای هدایت کند تا با نگاهی نو به تجارت ناخوشایند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح کرده یا تغییر دهند تا به این طریق به خود کمک کرده و به یک برنده تبدیل شوند.

 

 

نظرات و مفاهیم در TA

حالات نفسانی خود

درون هر انسانی یک مکالمه دایمی وجود دارد، گاهی یک جر و بحث، گاهی جدل. وقتی شخص تصمیمی می گیرد، در واقع این تصمیم ناشی از مکالمات ذهنی و درونی فرد و آن چیزی است که به خود می گوید. TA به این انواع تجلیات خود حالات نفسانی من می گوید . حالات نفسانی خود شامل والد، بالغ، و کودک است. TA برای هر یک از این حالات نفسانی احساسات ، تفکرات و قضاوت های ارزشی خاص خود را دارا می باشد.

 

والد:

 مجموعه ای از پیشداوریها ، باورها و تعصبات می باشد. این بخش از شخصیت با دستورالعمل های زندگی و باید و نباید های آن سر و کار دارد و دارای دو بعد می باشد یکی بعد نوازشگر است که حالتی حمایتی دارد و بعد دیگر انتقاد گر است که برخلاف بعد قبلی سختگیر و یا آزارگر نیز می تواند باشد. والد می تواند کنترل کند، تصمیم بگیرد ، نقش بازی کند و دلیل تراشی کند و نیز ممکن است در بعضی موارد نیز حق با او باشد. والد انتقاد گر را معمولاً در افرادی با عزت نفس پایین و عناد به خود همراه دانسته اند.

 

بالغ:

 خوب پردازش کردن اطالاعات و برخورد مناسب و شایسته از حالات نفسانی بالغ سرچشمه می گیرد. تصمیماتی که منطقی و بر مبنای حقایق موجود می باشند نیز از حالات نفسانی بالغ نشات می گیرند. اظهار نظرهای منطقی و احساسات اخلاقی ، اهداف و واقعگرایی با این بخش از شخصیت ما سرو کار دارند.

 

کودک:

 در تعاریف TA کودک به عنوان منبع خلاقیت ، بازآفرینی و منبع اساسی سر زندگی محسوب می شود. هیجانات ، احساسات و تصوراتی که کودک دارد ممکن است توسط یک والد سختگیر و  حتی توسط یک والد نوازشگر سرکوب شود که می تواند در دراز مدت بر شخصیت فرد اثرات نامطلوبی داشته باشد که خود ممکن است به بیماریهای روان تنی نیز منجر شود. این بخش از شخصیت چنانچه تحت نظارت بالغ قرار نگیرد می تواند دیدگاه غیر واقعی نسبت به زندگی داشته و بر اساس تکانه های احساسی و هیجانی رفتار کند.

ادامه دارد...

 


 

 

کاربرد  EQ در زندگی زناشویی

 

کاربرد  EQ در زندگی زناشویی(1)

واژه جامع هوش هیجانی به سه دسته توانایی ذهنی اشاره دارد که یک دسته آن، توانایی های بسیار اساسی است که دربرگیرنده ادراک و تشخیص عواطف خود و دیگران می باشد، به عبارت دیگر، افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، می دانند که خود یا دیگران در یک لحظه خاص، در چه نوع حالت هیجانی به سر می برند. بنابراین قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتی همچون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخیص دهند. توانایی های هوش هیجانی بطور کلی عبارتند از:
1 ) توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران
2 ) توانایی استدلال کردن راجع به عواطف
3 ) توانایی اداره و تنظیم موثر عواطف
این توانایی های سه گانه، ظاهرا عوامل اساسی تشکیل دهنده یک زمینه غنی عاطفی برای داشتن یک زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می شوند.


ادراک هیجانی و روابط زوجین
از سال 1995 تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه ادراک عاطفی و روابط زناشویی صورت گرفته که نتایج آن به شرح زیر است:
1 ) ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می باشد.


2 ) در ازدواج هایی که زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی های هیجانی زیادتری دیده می شود. به عبارت دیگر، بیشتر تعارض ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی های هیجانی صورت می گیرد.


3 ) افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلا بعضی از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هیجانی همسرشان بی توجه هستند و آنان را نادیده می گیرند یا آمادگی سو تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلا حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می نمایند.


4 ) انسان ها دارای تفاوت های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می باشند. مثلا برخی از زوج ها عادت دارند پیام های هیجانی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم می خندند و هم اخم می کنند. پژوهشگران دریافته اند که ارتباط با ثبات و معناداری بین تفاوت های فردی در توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آن ها با شادی های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد.


5 ) زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که رابطه زناشویی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری به هم نشان می دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می دهند.


6 ) زوج های ناراضی از زندگی زناشویی در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می کنند.


7 ) زنان بهتراز مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آن ها عمل می نمایند. برای مثال وقتی که یک زن پیام هیجانی مثبتی به شوهرش می دهد، احتمالا از علائم غیرکلامی – بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می نماید. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام های مبهم و مختلط (ترکیبی) دارند. برای مثال هنگامی که مردی می خواهد پیام هیجانی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدیدکننده ای همچون حرکات ابرو یا چشم.


8 ) ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج های ناموفق است. برای مثال در برانگیختگی های هیجانی بالا در طول کشمکش های زناشویی (که از طریق اندازه گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می شود) مردانی که از زندگی زناشویی خود راضی نمی باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمی از گوشه گیری یا انزوای هیجانی و بی عاطفگی از خود نشان می دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگی» نامیدند.

ادامه دارد....