چهار احساس بد را مدیریت کنیم!

چهار احساس بد را مدیریت کنیم!

 

در این دنیا چهار احساس "مسخره" اصلی وجود دارد. یعنی هرگاه یکی از آنها را احساس کنید، نمی توانید در حد توان تان برخوردی موثر با موقعیت داشته باشید و احتمالاً خودتان را ناراحت و پریشان خواهید کرد؛ یک شخص یا موقعیت دکمه هایتان را فشار خواهد داد. این احساس ها عبارتند از اضطراب ، خشم یا حالت دفاعی، افسردگی یا خستگی ، و احساس گناه بیش از حد.

 

نخست ، اگر خودتان را بیش از حد مضطرب  کنید ، با آن شخص یا موقعیت به گونه موثر برخورد نخواهید کرد. برای مثال ممکن است در یک  مصاحبه شغلی یا هنگام گفتگو با رئیسی ترسناک بیش از حد دچار ترس و دلهره شوید . ممکن است احساس کنید در مورد مهلتی قریب الوقوع در محل کار ، تصمیمی مهم در زندگی یا رفتارهای اخیر فرزندتان ، بدجوری نگرانید. در این صورت ، شخص یا چیزی در حال فشار دادن دکمه هایتان است.

 

دوم، اگر بیش از اندازه عصبانی شوید، احتمال دارد کنترل خودتان را هم از دست بدهید. وقتی همسرتان از کار، دست پخت ، روش تربیت  یا معاشقه شما ایراد می گیرد ، ممکن است واقعاً حالت دفاعی به خود بگیرید . وقتی فرزند نوجوان شما در مقابلتان می ایستد یا به شما بی احترامی می کند ، یا همکاران تان با شما همکاری نمی کنند ، ممکن است از شدت عصبانیت ، اختیار خود را از دست بدهید. میلیون ها عامل فشاردهنده دکمه پیرامون ما وجود دارد. رسالت ما ، اگر تصمیم داشته باشیم آن را بر عهده بگیریم ، این است که دکمه های مان را به میل و دلخواه خودمان بی اثر کنیم. به این ترتیب آنها نمی توانند ما را عصبانی کنند مگر اینکه خودمان به آنها اجازه دهیم. مجبور نیستیم فرار کنیم  و خودمان را از عوامل فشار دهنده دکمه ها پنهان کنیم یا مداوم این ضرب المثل ها را در ذهن مان تکرار کنیم که ناسزا باد هواست ، حرف ها را باد می بردو ... . می توانیم بدون از دست دادن خونسردی مان ، با عوامل فشار دهنده  دکمه ها به طور مستقیم و مناسب برخورد کنیم.

 

سوم ، اگر خودتان را بی نهایت افسرده یا خسته کنید، به اندازه کافی کارآمد نخواهید بود، و ممکن است بیچاره و درمانده شوید. همچنین اگر از افسرده بودن به خاطر از دست دادن شخص مورد علاقه یا شغل تان یا به خاطر شکستی غم انگیز در یک کار ، دست برندارید، در واقع اجازه داده اید یک شخص  یا موقعیت دکمه هایتان را فشار دهد.

 

چهارم ، اگر خودتان را بیش از حد دچار احساس گناه کنید ، دیگران می توانند از شما سوء استفاده کنند، ارزیابی های درستی نخواهید داشت و بر اساس دلایل کاملاً غلط تصمیم گیری خواهید کرد. برای مثال ممکن است به دلیل این که طلاق گرفته اید و به خاطر آن ، احساس گناه و شرمساری می کنید، به بچه ها اجازه دهید هرکاری دلشان خواست انجام دهند؛ یا ممکن است مقدار زیادی از وقت شخصی تان را در کنار فردی بگذرانید که واقعاً دوستش ندارید زیرا او غیر از شما دوست دیگری ندارد و اگر به او بی اعتنا یی کنید احساس خواهید کرد آدم بسیار بدی هستید.

 

در اینجا یک معنای کلیدی از اصطلاح بیش از حد به دست می آید. اما این اصطلاح به چه معنا است؟ برای مثال ، هیجان های شما چه موقع بیش از حد یا افراطی اند؟ حتماً می گویید اصطلاح  "بیش از حد" یک مفهوم بسیار ذهنی است! با وجود این ، ما اطمینان داریم که شما در 85 درصد موارد می توانید به درستی تشخیص دهید که چه موقع واکنش بیش از حد ( یا تند ) نشان می دهید. گاهی  وقت ها دوست ندارید آن را قبول کنید، اما می توانید آن را تشخیص دهید. اگر قرار بود وقتی دچار طغیان خشم می شوید ، شخصی با دست به شانه شما بزند و مودبانه بپرسد " فکر نمی کنی واکنش بیش از حد نشان می دهی؟" ممکن بود داد بزنید و بگویید " خب به تو چه ربطی داره ممکن است قبول کردن آن سخت باشد، ولی می توانید آن را تشخیص دهید. طبیعی است که بعضی وقت  ها ، احساس های شدیدی  داریم ، و همیشه روشن نیست که آیا از لحاظ شدت ، مناسب به نظر می رسند یا واکنش افراطی محسوب می شوند . اما بیشتر وقت ها می توانید آن را تشخیص دهید شما دقیقاً می دانید که چه موقع واکنش تند نشان می دهید . بنابراین ، بیش از حد در اینجا به این معناست که واکنش شما بر اساس قدرت تشخیص و قضاوت خودتان افراطی است.

 


 

زندگی مسابقه نیست!

 

تا کنون به اندازه کافی تاکید کرده ایم که بهترین راه برای برخورد با مقاومت نه جنگیدن با آن ، بلکه کنار آمدن ، به توافق رسیدن و در صف واحد قرار گرفتن با آن است. اما این روش به دلایل مختلف در فرهنگ ما بیگانه است. وقتی کودک بودیم به ما یاد می دادند که تن به رقابت بدهیم. به بازیهایی تن می دادیم که در آن یکی برنده و یکی بازنده می شد.به ما آموختند که بهترین چیز برنده شدن و بدترین آن بازنده شدن است. زندگی مسابقه نیست. البته قبول داریم که در مواردی لازم است که در نقش رقیب و رقابت ظاهر شوید. اما نکته ای که می خواهیم در اینجا ثابت کنیم این است که رقابت برای تعیین برنده  و بازنده ، حربه ای است که در نهایت باید مورد استفاده قرار گیرد. روی هم رفته در برخورد با دیگران بهترین نتیجه زمانی به دست می آید که ما و حریفان ما هر دو احساس برنده بودن بکنیم. با این حساب سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه می توانیم به موقعیت برنده – برنده برسیم. تفکر " چگونه می توانم از حریف خود یک بازنده بسازم ؟"  طرز تلقی مناسبی نیست. به جای آن باید بگوییم " چگونه می توانیم به اتفاق کار کنیم و به موفقیت برسیم؟" ذهنیت " چگونه می توانم ثابت کنم که من بهتر و او بدتر است، حق با من است و با او نیست؟ " برداشتی اشتباه است که باید کنار گذاشته شود.

 

همکاری با دیگران به جای آسیب رسانیدن به آنها ، روش بسیار سودمندتری است.

زندگی مسابقه و رقابت محض نیست. ، می توانید با اشخاص به گونه ای رفتار کنید که هرکس خود را یک برنده در نظر بگیرد و احساس پیروزی کند. شرایط پیروز شدن یکی و باختن دیگری هرگز به نفع کل نیست.

 


 

ماتریکس

ماتریکس(3)

جلسه هشتم

مشکلات عمده در بهبودی

در جریان ترک مواد ، بسیاری از بیماران بر این باور قرار می گیرند که برای رفع علایم روانی و جسمانی بعد از ترک لازم است یا بهتر است از داروهای مختلف استفاده کنند.

نکاتی در مورد مصرف داروها بعد از ترک:

  1. مصرف دارو با تجویز پزشک معالج
  2. برای تمام علایم دارو وجود ندارد و افزایش فعالیت ، تلاش و پشتکار راه های رهایی از آنها ست.
  3. مصرف خودسر داروها برای ترک و بهبودی شما مخرب است.

در این جلسه اهمیت ثبت روزانه کارها و برنامه ریزی به مراجع آموزش داده می شود.

 

جلسه نهم

وسوسه

یکی از مسایلی که بیماران را در هنگام درمان آزار می دهد، مساله وسوسه است. بیماران از هجوم وسوسه شاکی بوده و اکثراً آن را آزاردهنده و ناتوان کننده می دانند، وسوسه گاهی در شرایط و به واسطه شروع کننده های معین ایجاد می شود ، گاهی نیز ظاهراً بی هیچ دلیل خاصی بروز می کند. هنگام بروز وسوسه بعضی بیماران عصبانی، ناامید یا شرم زده می شوند.

شناسایی باورهای نادرست درباره وسوسه

ثبت وسوسه ها

 

جلسه دهم

با وسوسه چه باید کرد؟

هنگام تجربه وسوسه موارد زیر کمک کننده هستند:

  1. راجع به وسوسه خود به راحتی صحبت کنید

  2. بررسی افکار سازنده

  3. برای مهار وسوسه روش های آنی موثر هستند.

  4. شروع کننده های وسوسه را در خود بشناسید

  5. بررسی برانگیزاننده های فعلی

 

 

جلسه یازدهم

راه های نادرست برخورد با وسوسه

لزوماً تمامی اقدامات برای کاهش وسوسه سازنده نیستند، بعضی اقدامات شما ممکن است به قصد کاهش وسوسه صورت گیرند اما نتیجه عکس داشته باشند. مثلاً تصور نادرست از اینکه  برای حذف وسوسه  می توان مقدار کمی مواد مصرف کرد یا به مصرف خودسر داروها و نوشیدن الکل اقدام نمود!