تیپ های شخصیتی

تیپ های شخصیتی

 

سه تیپ شخصیتی خاص :

1.تیپ شخصیتی A

2.تیپ شخصیتی B

3.تیپ شخصیتی C

 

تیپ شخصیتی A

این تیپ شخصیتی واجد ویژگی های رقابت جویی فراوان ، بی قراری ، برنامه ریزی فشرده ، خصومت ، شور و حرارت ، پرخاشگری و عصبانیت هنگام صحبت کردن است. این افراد بیشتر از دیگران دچار بیماری کرونر قلبی می شوند. اگر مدتی بیکار بنشینند و کاری انجام ندهند، خیلی زود احساس عذاب وجدان به سراغ آنها می آید. بزرگترین مشکل افراد این گروه، داشتن استرس بیش از اندازه است. آنها معمولاً کارهای زیادی برای انجام دادن دارند، به همین دلیل هم گاه از ترس اینکه نتوانند این کارها را به موقع انجام دهند، دچار استرس زیادی می شوند.

 

تیپ شخصیتی B

این تیپ شخصیتی تقریباً فاقد ویژگی های افراطی تیپ شخصیتی A است. این افراد متعادل تر رفتار می کنند و سبک های سازگاری آسان گیری را در رفتار خود به نمایش می گذارند. این افراد در مقابل چالش های محیطی ، بی درنگ برانگیخته نمی شوند. تحقیقات نشان می دهد کسانی که دارای این نوع تیپ شخصیتی هستند سالم تر زندگی می کنند و سلامت جسمی شان در وضعیت بهتری قرار دارد. افراد گروه B نیز کمال گرا و به دنبال پیشرفت هستند، اما به اندازه گروه A رقابت جو نیستند. اغلب افراد این گروه کارهای خود را در آخرین لحظات انجام می دهند. اما بالاخره آن کار را انجام می دهند.
این همان کاریست که افراد گروه A از آن بیزارند و آن را به ندرت انجام می دهند. از آنجا که افراد این گروه خیلی در قید و بند زمان نیستند، معمولاً کارهای خود را بدون استرس انجام می دهند

 

تیپ شخصیتی C

فرد دارای تیپ شخصیتی C دارای این ویژگی های رفتاری است: خودخوری ، مشکل در بروز احساسات به خصوص احساسات منفی ، مانند خشم و ترس، پنهان کردن هیجان های منفی و مثبت یا ظاهرسازی در چهره و رفتار ، اشکال در حفظ ارتباط های نزدیک و طولانی مدت با دیگران ، تلاش برای آبروداری و رفتار انفعالی  در مورد دیگران . همچنین این افراد در مقابل استرس ناتوان هستند و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. افراد گروه C هیچ گاه به دنبال تحمیل عقاید شخصی خود به دیگران نیستند و حتی اگر از امری خوششان نیاید سعی می کنند آن را تحمل کنند.
به همین دلیل هم هست که گاه دچار استرس و در مواقعی هم دچار افسردگی می شوند. افراد دارای تیپ شخصیتی C در مقایسه با افراد گروه A و B بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند. این افراد دوست دارند کارهای خود را به خوبی انجام دهند. به همین دلیل هم معمولاً کار کردن با دیگران برایشان سخت است و دوست دارند خودشان به تنهایی کارهایشان را انجام دهند. افراد این گروه معمولاً درون گرا، مستقل و باهوش هستند.

 

آیا افراد می توانند تیپ شخصیتی خود را تغییر دهند؟
فرقی نمی کند تیپ شخصیتی شما کدام نوع باشد. شما می توانید تیپ شخصیتی خود را تغییر دهید یا حداقل یک ویژگی از شخصیت خود را تغییر دهید، اما قبل از هر چیز به نکات زیر توجه داشته باشید.
ـ اجازه ندهید آزمون های شخصیتی شما را فریب دهند.
بسیاری از افراد برخی آزمون های شخصیتی را از خود می گیرند و نتیجه آن را قطعی و صددرصد درست می دانند.
اغلب پیش می آید که نتیجه آزمونی که افراد از خود می گیرند، بر زندگی آنان تاثیر می گذارد. زیرا فرد فکر می کند نتیجه به دست آمده از آزمون کاملاً درست است. همین امر در زمین ناخودآگاه فرد تاثیر می گذارد. به همین دلیل اعمال فرد تحت تاثیر افکارش قرار می گیرد. شخصیت انسان ها پیچیده تر از آن است که بتوان با یک آزمون کوتاه همه ابعاد آن را شناخت.

ـ ما ویژگی های شخصیتی را به ارث نمی بریم.
ما ویژگی های شخصیتی را از والدینمان به ارث نمی بریم و در عین حال ویژگی های شخصیتی ما به دلیل ژن هایمان تغییر ناپذیر نیستند.


 

ویژگیهای اشخاص کامل

ویژگیهای اشخاص کامل

به عقیده یکی از روان شناسان (راجرز) شخص کامل نتیجه مطلوب رشد روانی و تکامل اجتماعی است. افرادی که از نظر روانی کامل هستند می توانند خودشان ، افراد دیگر و رویدادهای موجود در محیط شان را به صورتی که واقعاً هستند درک کنند. این افراد آزادانه نسبت به تمام تجربیات گشوده هستند، زیرا به نظرشان هیچ چیزی برای خودپنداره آنها تهدید کننده نیست. نیازی به دفاع کردن از هیچ تجربه ای به وسیله انکار یا تحریف ندارند. آنها توانایی به کارگیری تمام تجربیات را دارند قادر به پرورش تمامی جنبه های زندگی اند و گرایش به شکوفایی را برآورده می سازند. و بالاخره می توانند به سوی  ( هدف فرد کامل شدن) و به سوی هدایت آنچه راجرز زندگی خوب نامید ، پیش بروند. به عقیده راجرز زندگی خوب یک مقصد نیست بلکه یک مسیر است.

فرایند حرکت در مسیری است که ارگانیزم انسان هنگامی که از درون برای حرکت در هر جهتی آزاد باشد آن را انتخاب می کند. به نظر می رسد کیفیت های کلی این مسیر عمومیت مشخصی دارد اما شخص آزاد است تا در مسیر تبدیل شدن به انسان کامل حرکت کند. گرایش به خودشکوفایی تنها سازه انگیزشی است که در نظام نظری راجرز مسلم فرض شده است.

 

اشخاص کامل نسبت به تمام تجربیات آگاهی نشان می دهند.

فرد کامل هیچ تجربه ای را تحریف یا از آن دوری نمی کند . بلکه تمام آنها از طریق خود بررسی و تصفیه می شوند. حالت دفاعی وجود ندارد زیرا چیزی که از آن دفاع شود وجود ندارد هیچ چیزی خودپنداره را تهدید نمی کند . شخص کامل نسبت به احساس های مثبت مانند ترس، درد ، جرات، دلسوزی  . احساسهای منفی گشوده است. این افراد از نظر احساسی نیز عاطفی ترند زیرا دامنه وسیع تری از هیجانها ی مثبت و منفی را می پذیرند و آنها را با شدت بیشتری احساس می کنند.

 

اشخاص کامل در هر لحظه به طور کامل و پربار زندگی می کنند.

تمام تجربیات توان تازه و جدید بودن را دارند. تجربیات را نمی توان پیش بینی کرد . فرد هر لحظه از زندگی خود را جدید و متفاوت از تمام آنچه که قبلاً وجود داشت درک می کند و به جای مشاهده صرف تجربیات به طور کامل در آن شرکت می کند( مفهوم فلسفه هستی گرایانه). به اعتقاد راجرز جنبه وابسته به زندگی وجودی این است که رشد " خود " و شخصیت فرد حاصل تجربه اوست، نه این که تجارب به گونه ای ترجمه و یا تفسیر شوند که متناسب با برخی ساختارهای سخت منع شده " خود " باشد. بنابراین افرادی که در زندگی خوب به سر می برند، انعطاف پذیر ، سازگار، با سعه صدر و خود انگیخته هستند ، آنها ساختار تجربه هایشان را در فرایند زندگی کشف می کنند.

 

اشخاص کامل خلاق هستند و زمانی که شرایط محیطی تغییر می کند به صورت سازنده و سازگارانه زندگی می کنند.

ویژگی نهایی بلوغ کامل روانی خلاقیت است. خود انگیختگی به این خلاقیت وابسته است. اشخاص کامل انعطاف پذیر و در جستجوی تجربیات و چالش های جدید هستند. آنها به پیش بینی پذیری ، امنیت و رهایی از تنش احتیاجی ندارند. به نطر راجرز شخصی که زندگی خوب دارد تولیدات ( اندیشه ها، طرحها و کنش ها) و افکار خلاقانه خود را بروز می دهد. افراد خلاق تمایل دارند در فرهنگ خود به شیوه ای سازنده زندگی کنند، در حالی که عمیق ترین نیاز های خود را نیز ارضاء می کنند. رابطه آنها با دنیای پیرامونشان ممکن است این راه را به بهترین شکل در اختیارشان قرار دهد. در واقع آنها در جامعه ای زندگی می کنند که خود عضوی از آن به شمار می آیند، اما دنباله رو نیستند.

 

اشخاص کامل ممکن است با مشکل مواجه شوند.

راجرز نوشت: من اعتقاد کامل دارم فرایند زندگی خوب ، یک زندگی برای افراد ترسو نیست، بلکه دربردارنده توسعه و رشد بیشتر و بیشتر بالقوه های شخص و در بردارنده شهامت بودن است.

این حالت شامل آزمایش ، رشد ، تلاش مداوم و استفاده از تمام توانش های فرد است. در این رهنمود، دشواری ، کوشش و چالش زیادی وجود دارد. راجرز برای مشخص کردن شخص کامل واژه شکوفا کننده را به کار برد نه شکوفا شده . عبارت دوم به شخصیت پرداخته شده یا راکد اشاره دارد که مورد نظر راجرز نبود . رشد همیشه در حال پیشروی است. کامل بودن مسیر است نه مقصد اگر تلاش و پیشرفت متوقف شوند ، شخص خود انگیختگی ، انعطاف پذیری و گشودگی تجربیات جدید را از دست می دهد.

 

کتاب خود هسته نظری شخصیت ( راجرز)


ماتریکس(2)

جلسه پنجم

شروع کننده های درونی

لازم نیست شروع کننده ها حتماً اشخاص یا موقعیت های بیرونی باشند. در جریان بهبودی ، برخی احساسات و هیجانات و حالات درونی نیز به عنوان شروع کننده عمل کرده و مغز شما را به یاد مواد و مصرف آن می اندازند. برخی افراد وقتی عصبانی هستند به فکر مواد می افتند. برخی هنگامی که احساس تحقیر و سرزنش می کنند به شدت وسوسه می شوند. در این جلسه به بررسی شروع کننده های درونی شخص می پردازیم و این عوامل را اولویت بندی می نماییم.

 

جلسه ششم

مشکلات عمده در بهبودی(1) : بی اعتمادی خانواده

در جریان درمان اکثراً وقایع یا حالات خاصی وجود دارند که در سیر بهبودی شما اختلال ایجاد می کنند. یکی از این موارد مشکل و اختلاف با خانواده است. بسیاری از بیماران ذکر می کنند که بی اعتمادی خانواده برای آنها آزار دهنده است. خانواده به بهبودی بیمار مشکوک بوده و گاهی او را متهم به عدم پرهیز و مصرف پنهان مواد می کنند. این مساله خود به احساس فشار و استرس ، خشم و عصبانیت بیمار منجر می شود.برخی بیماران در چنین شرایطی اقدام به استفاده مواد کرده و عملاً ناباوری خانواده را اثبات می کنند.

جلسه هفتم

جلسه هفتم

مشکلات عمده در بهبودی (2) : کاهش انرژی و توان

در جریان بهبودی متوجه خواهید شد که ممکن است گاهی مانند سابق انرژی و توان کار و فعالیت نداشته باشید. احساس کنید که انگیزه و توان جسمانی یا استقامت کار مانند قبل از ترک را ندارید. برخی بیماران اصطلاحی چون کم آوردن یا تخلیه شدن یا مشابه آن را بکار می برند.

این مساله در درمان مواد محرک کاملاً شناخته شده است. در زمان مصرف مواد محرک ، بیماران از انرژی کاذب برخوردار می شوند که می توانند موقتاً انگیزه کار و فعالیت در آنها را افزایش دهد. با گذشت مصرف مواد ، انرژی کاذب سریعاً تخلیه شده و احساس ضعف و خستگی غالب می شود. اگر بعد از قطع مصرف احساس ضعف و سستی و کاهش انرژی دارید کاملاً طبیعی است و مطلقاً نباید نگران آن باشید.

ادامه دارد

 

گردآورنده : ایلناز دشتی