فکرتان را عوض کنید تا زندگیتان تغییر کند

 

فکرتان را عوض کنید تا زندگیتان تغییر کند(7)

مانند یک نابغه فکر کنید

کاری کنید آنچه به ذهنتان می رسد، سودی عایدتان کند.کاری کنید به سود شما کار کند و نفعی به شما برساند.به شرایط و امور نه به آن شکلی که هستند، بلکه به آن شکلی که می خواهید باشند فکر کنید.صرفاً در رؤیا نشوید خلق کنید!-ماکسول مالتز

 

شما یک نابغه بالقوه هستید.مغز حیرت انگیز شما 18 میلیارد سلول دارد که هرسلول با 20,000 سلول دیگر در تماس است. این بدان معناست که امکان شمار فکر کردن شما بیش از همه مولکولهای موجود در عالم هستی است.

شما می توانید به سرعتی باور نکردنی مطالب را بیاموزید و بیش از حدی که می توانید تصورش را بکنید اطلاعات را جمع آوری نمایید.گفته می شود: وقتی یک تحصیلکرده می میرد، انگار که یک کتابخانه در آتش می سوزد. این کتابخانه بالقوه در فاصله دو گوش شما قرار دارد.

 

ثروت واقعی در روزگار ما

ثروتمندترین مرد جهان در روزگار ما بیل گیتز است. ارزش خالص شرکت او، یعنی مایکروسافت، بیش از ارزش خالص آی بی ام است که سالهاست فعال می باشد.مایکروسافت صرفاً متکی بر نیروی مغز کار می کند.این شرکت به کمک کامپیوترهای تولیدی خود و نیز با انتقال اطلاعات از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر از طریق تلفن، بی سیم و ماهواره، دستیابی به اطلاعات را ساده تر می کند.

اگر صاحب یک شرکت هستید، داراییهای اصلی تان ممکن است یک شبه از دستتان خارج شوند.ساختمانتان ممکن است در آتش بسوزد، اما اگر به کارکنان شما آسیب نرسد، می توانید به سمت دیگر خیابان بروید و کارتان را از نو شروع کنید.دارایی اصلی هر سازمانی افراد آن سازمان هستند که می توانند ایده هایی ارائه دهند که دیگران بخواهند با پرداخت پول خریدار آن باشند.توانایی تولید ثروت را توانمندی ذهنی و نه توانمندی فیزیکی تعیین می کند.

 

سرمایه اولیه

در نسلهای گذشته، یک شخص باید سالها تلاش می کرد تا به اندازه کافی سرمایه گرد آورد تا در بخش تولید یا خدمات فعالیت موفقی را شروع کند.امروزه، وضع فرق کرده است.یک تغییر ساده در تکنولوژی در گوشه دیگری از جهان می تواند یک کارخانه تولیدی 100 میلیون دلاری را در مدت چند ماه از روی زمین محو کند.

اما آنچه در فاصله دو گوش خود دارید ارزشی بیش از حد دارد.می توانید از آن به روشهای مختلف استفاده کنید.این دارایی به طور کامل منقول و انعطاف پذیر است ومی توان به شکل نامحدود آن را افزایش داد.کافی است که طریق انجام دادن این کار را یاد بگیرید.

 

دانش منبع عظیم ثروت است

منبع اصلی ثروت در روزگار ما دانش است.از آنجایی که محدودیتی برای کسب دانش وجود ندارد، حد و اندازه ای برای آنچه می توانید خلق کنید وجود خارجی ندارد.می توانید از هر جایی که هستید شروع کنید.مهم نیست که چه زمینه ای دارید.می توانید بر ارزش داراییهای ذهنی خود بیفزایید.می توانید با استفاده از مغز توانمند خود چیزهایی را خلق کنید که دیگران خواهان خرید آن باشند.

نکته جالب درباره دانش این است که می توانید آن را صدها هزار بار، حتی میلیونها بار، باز تولید کنید، بدون اینکه از ارزش آن کاسته شود.این کالایی است که هر چه آن را مصرف کنید، ارزش آن کاهش نمی یابد.اگر شما یا شخص دیگری با ایده جدیدی وارد بازار شود که کاری سریع تر و بهتر انجام بگیرد، این ایده در یک لحظه به سراسر جهان مخابره می شود و در اختیار میلیونها انسان دیگر قرار می گیرد تا به کمک آن زندگی و کارشان را بهبود بخشند.اما شما چیزی را از دست نمی دهید.این ایده هنوز برای شما ارزشمند است.این به راستی حیرت انگیز است.

 

تفاوتهای کوچک منتهی به نتایج بزرگ می شوند

اغلب کمی بهبود در طرز فکر و عملکرد می تواند نتایج حیرت انگیز بر جای بگذارد.نیازی به این نیست به دانشگاه بروید و سالها درس بخوانید و به حدی برسید که مداخل مورد نیاز خود را کسب کنید.گاه تغییری کوچک در کاری که می کنید، می تواند نتایج حیرت انگیز بر جای بگذارد.

اجازه بدهید مثالی بزنیم.اگر یک اسب در مسابقه اسب سواری به اندازه یک بینی از سایر اسبهای جلو بزند، 10 برابر اسبی که دوم شده است جایزه می گیرد.آیا این بدان معناست که اسب اول 10 برابر سریع تر می دود؟ آیا دو برابر سریع تر می دود؟ ده درصد سریع تر می دود؟ نه، اسب برنده تنها چند سانتی متر سریع تر می دود.

به همین شکل، اگر اندکی اطلاعات در زمان و مکانهای مناسب داشته باشید، می تواند به شما امکان بدهد که تفاوتی عظیم ایجاد کنید.گاه یک ایده ساده می تواند تمام زندگی شما را تغییر دهد.

 

ازدام دانستگی اجتناب کنید

امروزه، موفق ترین اشخاص کسانی هستند که پیوسته بر یادگیریهای خود می افزایند.این اشخاص خود را به روی ایده های نو و روشهای جدید گشوده اند. اشتباه بزرگی که خیلی ها، و ازجمله کسانیکه از دانشگاهها فارغ التحصیل شده اند، می کنند این است که فکر میکنند همه دانش موجود دریک زمینه را می دانند.گاه این اشخاص فکرمیکنند آنچه می دانند تنها چیزهایی است که برای داشتن احتیاج دارند.

ما به این « دام دانستگی » می گوییم.کسی که گرفتار این باور است، نمی داند.و متوجه نیست که نمی داند.کمک کردن به این شخص غیر ممکن است. شروع درایت و دانستگی این است که متوجه شوید که نمی دانید.

 

دانش، رشد تصاعد نمایی دارد

اما امروزه، غیر ممکن است که کسی درباره یک موضوع کوچک همه چیز را بداند.کافی است به پزشکی مدرن توجه کنید.ممکن است کسانی تمام عمر خود را به مطالعه درباره گوش میانی و یا سایر اندامهای بدن اختصاص دهند. ممکن است این اشخاص با ذکاوت تمام عمر خود را به مطالعه جزء کوچکی از بدن اختصاص بدهند و با این حال همه مطالب درباره این اندام را هم ندانند.

گاه از حاضران در همایشهایم می پرسم: «؟ آیا اینجا کسی هست که همه چیزدان باشد » البته هیچ کس دستش را بلند نمی کند.بعد درباره همه چیزدان بودن برایشان حرف می زنم.

همه چیزدان کسی است که احساس می کند درباره یک موضوع به همه علم و اطلاعات واقف است.از کجا می دانید که همه چیزدان هستید؟ بسیار ساده است.وقتی دست از مطالعه بکشید، به برنامه های آموزشی توجه نکنید و در دوره های آموزشی ثبت نام ننمایید، به این احساس رسیده اید که همه چیزدان هستید.

 

جوابها تغییر می کنند

آلبرت اینشتین بعد از آنکه آزمون پیشرفته ای را میان فارغ التحصیلان دانشگاه پرینستون توزیع کرد، در حالی که به دفترش باز می گشت،یکی از دانشجویان از او پرسید: « دکتر اینشتین، آیا این همان آزمونی نیست که سال قبل به کلاس ما دادید؟ »دکتر اینشتین سری به علامت تأیید پایین آورد و گفت: بله، همان سؤالات سال قبل است. دانشجو از اینشتین پرسید: « اما چگونه ممکن است که یک آزمون را دو سال پی در پی به دانشجویان می دهید ؟»اینشتین جواب داد: « از سال قبل تاکنون جوابها تغییر کرده اند. »

به همین شکل، آگاهی علم و اطلاع شما به سرعتی باورنکردنی تغییر می کنند. آنچه یک سال گذشته واقعیت داشت، امروز ممکن است واقعیت نداشته باشد. آنچه امروز حقیقت دارد، سال آینده حقیقت نخواهد داشت.تنها راه مطمئن برای قرار گرفتن در صف مقدم حرفه ای که در آن کار می کنید، این است که پیوسته علم و اطلاعات جدید را بگیرید و آن را با آنچه امروز می دانید مقایسه کنید.

 

منابع نوآوری

پیتر دراکر، درکتاب نوآوری و کارفرمایی، می نویسد که بزرگ ترین پیشرفتها در نتیجه موفقیت غیر منتظره یا شکست غیرمنتظره حاصل می شود.او توضیح می دهد وقتی اتفاق غیر منتظره ای در هر زمینه ای به وقوع می پیوندد،اشخاص متوسط و معمولی آن را به عنوان یک حادثه یا تصادف کنار می گذارند.اما اشخاص برتر هر نتیجه غیر منتظره را بررسی می کنند و آن را به عنوان یک تغییر اصولی در طبیعت اشیا به حساب می آورند.

 

ذهن خود رابازنگه دارید

در سال 1975 ، آی بی ام به گروهی از مشاوران مأموریت داد تا درباره پتانسیل بازار برای خرید کامپیوترهای شخصی بررسی کنند.این پژوهشگران پس از بررسیهای اولیه، اطلاع دادند که در نهایت چند صد کامپیوتر در بازار خریدار دارد.درنتیجه آی بی ام بر آن شد که توجه خود را روی کامپیوترهای بزرگ متمرکز سازد و بازار کامپیوتر شخصی را رها کند.با منصرف شدن آی بی ام، شرکت کامپیوتر اپل این برنامه را پی گرفت.

وقتی کامپیوتر اپل بازار را قبضه کرد وصدها وهزاران کامپیوتر شخصی را به فروش رساند،آی بی ام به سرعت به خودش آمد وتصمیم گفت که وارد این بازار شود.آی بی ام یک کامپیوتر شخصی تولید کردکه در مدت چهار سال 50 درصد بازار جهان را به خود اختصاص داد.

 

به تغییرات روند بازار توجه داشته باشید

اما آی بی ام به این توجه نکرد که روند بازار برای کامپیوترهای کوچک تر تغییر کرده است.آی بی ام با نادیده گرفتن موفقیت اولیه خود در کار فروش کامپیوترهای کوچک هم چنان به تولید کامپیوترهای بزرگ فکر می کرد.دیری نگذشت شرکتهای کامپیوتری دیگر هم وارد بازار شدند و آی بی ام موقعیت رهبری خود را در بازار کامپیوتر از دست داد.

آی بی ام متوجه نشد که موفقیت آن در گفتن 50 درصد سهم بازار کامپیوتر روندی است که دنیای کامپیوتر را تغییر خواهد داد.حالا بعید است که آی بی ام دوباره بتواند موقعیت از دست رفته را بازیابد.

 

به آینده فکر کنید

چشمانتان را باز نگه دارید.امروزه در مقایسه با هر زمانی تغییرات وسیع تری در پیرامون شما در جریان است.این تغییرات می توانند زندگی شما را متحول سازند.باید با چشمان باز این تغییرات را پیگیری کنید.توجه داشته باشید که در بلند مدت چیزی ثابت باقی نمی ماند.

تنها کاری که باید بکنید این است که ایده ای ارائه دهید که 10 درصد جدید باشد.به تنها چیزی که احتیاج دارید ارائه کالا یا خدمتی است که اندکی با آنچه در گذشته وجود داشته تفاوت داشته باشد.کمی بهتر یا کمی ارزان تر باشد.

دو عامل عمده ممکن است سد راه شما شوند تا آن طور که لازم است پیشرفت نکنید.این دو عامل یکی سایکو اسکلروسیس، و دیگری هومئوستاسیس هستند. سایکواسکلروسیس نام دیگرش « سخت شدن نگرشها » است.این ویژگی کسانی است که سخت و بی انعطاف هستند و تغییر پذیری ندارند.اشخاص با این خصوصیت شدیداً پایبند نگرشها و باورهای خود باقی می مانند و در برابر هر تلاشی برای تغییرذهنیت مقاومت می ورزند.

روش مغایر و متفاوت اندیشیدن، انعطاف پذیر بودن است که به آن چشم انداز تطبیق پذیر می گویند.اشخاص با این خصوصیت، ذهن خود را به روی اطلاعات جدید می گشایند.آنها به ایده ها و نقطه نظرهای جدید توجه می کنند.آنها به جای اینکه چه کسی درست می گوید به اینکه چه چیزی درست است، می اندیشند.این اشخاص اگر کسی ایده جدید و جالب تری به آنها ارائه کند پذیرای آن می شوند.

 

سه کیفیت نوابغ

طی سالهای گذشته درباره نوابغ بررسیهای مفصلی صورت گرفته است. یکی از مهم ترین نتیجه گیری که متخصصان به آن دست یافته اند این است که نوابغ لزوماً از بهره هوشی فوق العاده برخوردار نیستند. به جای آن، نوابغ اشخاصی عادی هستند که از هوش و فراست خود درمقایسه با سایرین بهتر استفاده می کنند. به عبارت دیگر، اگر بیاموزید که مانند نوابغ فکر کنید، می توانید در ردیف آنها قرار بگیرید.

به نظر می رسد که نوابغ از سه وجه مشترک برخوردارند. شما می توانید این سه وجه را بیاموزید و در زندگی خود آنها را لحاظ کنید.اول، نوابغ ذهن باز دارند.کنجکاو هستند. سؤال می کنند، انعطاف پذیر هستند و برای حل مسئله شرایط مختلف را در نظر می گیرند.این طرز برخورد چونان درِ گشوده ای است که به ایده ها و نقطه نظرها اجازه می دهد به ذهن خطور کنند.

دوم، نوابغ با مسائل و تصمیمات به طور نظم دار برخورد می کنند. آنها در برخورد با هر مسئله سؤالات بجا می کنند.سؤالاتشان از یک نظم منطقی ای برخوردار است.

سوم، نوابغ با سلسله سؤالاتی با مسائل برخورد می کنند.

نوابغ قبل از هر چیزی می پرسند: « مسئله دقیقاً چیست؟ » و بعد « چرا این اصولاً یک مسئله است؟ » : بعد از آن می پرسند: راه حل ایده آل برای این مسئله چه می تواند باشد؟و چه عاملی سبب می شود که ما به راه حل نرسیم؟

آنها می پرسند:چرا این موقعیت وجود دارد؟ چگونه اتفاق افتاد؟ چه عاملی آن را به وجود آورد؟ برای اولین بار چه زمانی و کجا اتفاق افتاد؟چه کسی درگیر آن است؟ به چه روشهایی می توانیم این مسئله را حل کنیم؟ از میان راه حلهای ممکن کدام راه حل قابل قبول تر است؟سؤال کردن ذهن شما را می گشاید و بر انتخابهایتان می افزاید. خلاقیت شما را افزایش می دهد، تخیل و تصور شما را وسیع تر می کند.با طرح سؤال، راحت تر می توانید به جواب برسید.

 

نتیجه گیری شتابزده

اشخاصی که ذهنیت مکانیکی دارند نتیجه گیری شتابزده می کنند. به مسئله ای برمی خورند و بلافاصله دنبال راه حل می گردند. وقتی دواتفاق نزدیک به هم روی می دهد، فرض را بر این می گذارند که یکی از آنها دیگری را سبب شده است. آنها ضریب همبستگی را با علت در هم می کنند. وقتی تصمیمی می گیرند، دنبال نشانه ای می گردند تا آنچه را که تصمیم گرفته اند، تأیید کنند.

نفسها بلافاصله درگیر می شود و بعد برای تغییر دادن ذهن خود بی میل می شوند.به نظر می رسد که رابطه مستقیمی میان کمیت نقطه نظرها و روشهایی که برای حل مسئله ایجاد می کنید وجود دارد.به همین دلیل باید در برابر نتیجه گیری شتابزده مقاومت کنید. باید داوری شتابزده را کنار بگذارید.باید با سرعت کمتری حرکت کنید و مانند نوابغ به طرح سؤال بپردازید. باید ذهن خود را باز نگه دارید.

 

خلاقیت حق مادرزادی شماست

شما یک موجود خلق کننده ایده هستید. خلاقیت حق مادرزادی شماست. شما انسان به شدت هوشمندی هستید که دیده های جالب دارید

و می توانید از آنها برای رسیدن به هدفها و بهبود بخشیدن به زندگی تان استفاده کنید. حتی اگر مدت زمانی طولانی از خلاقیت خود

استفاده نکرده اید، که اغلب مردم این کار را نکرده اند، می توانید کارتان را شروع کنید. می توانید از روشهایی که در فصل بعد توضیح داده ایم استفاده کنید.قانون احتمالاتی وجود دارد که درباره اندیشیدن خلاق و دستیابی به قدرتهای ذهن کاربرد دارد. این قانون می گوید هر چه در معرض ایده های بیشتری قرار بگیرید، احتمال اینکه در معرض ایده مناسب قرار بگیرید افزایش می یابد.موفق ترین اشخاص کسانی هستند که خود را در معرض انواع ایده های نشئت گرفته از انواع منابع قرار می دهند. اشخاص ناموفق برعکس کسانی هستند که پیوسته می خواهند از همان ایده های کهنه قدیمی استفاده کنند.

 

در همه جا دنبال ایده بگردید

وقتی در یک همایش یا یک برنامه سخنرانی شرکت می کنید و سخنران جدید ترین ایده ها و نقطه نظرهای حیطه فعالیتش را با شما در میان می گذارد، اغلب با ایده های جدید بمباران می شوید.می توانید از این ایده ها برای بهتر کردن زندگی خود استفاده کنید. زندگی بسیاری از اشخاص به علت یک بار شرکت کردن در یک سخنرانی یا همایش متحول شده است.

تصورش را بکنید اگر به طور مرتب در همایشها، سخنرانیها و کارگاههای آموزشی شرکت کنید، چه اتفاقی روی می دهد.ذهن خود را پیوسته با نقطه نظرهای جدید آشنا می کنید.

انسانهای خلاق پیوسته مطالعه می کنند، نه تنها در زمینه کاری خود، بلکه در سایر زمینه ها هم کتاب می خوانند.کتابهایشان از نوع قصه و داستان نیست. آنها روزنامه ها و مجلات پر تعدادی را آبونه ماه هستند. آنها پیوسته محتوای نشریات را مرور می کنند و مقالات مناسب خود را می خوانند.

همیشه به هنگام خواندن یک مداد به همراه داشته باشید تا زیر مطالب مهم را خط بکشید.از این مهم تر، تندخوانی را یاد بگیرید. تندخوانی یک مهارت است، چیزی شبیه یاد گرفتن دوچرخه سواری که هر کس در مدت چند ساعت می تواند آن را بیاموزد.این گونه برای همیشه می توانید اطلاعات بیشتری را پردازش کنید که قبللاً تصور آن را نمی کردید.

 

با اشخاص مناسب وقت صرف کنید

اشخاص مؤثر عادت کرده اند که با مثبتها و خلاقها صرف وقت کنند. آنها پیوسته نقطه نظرها و تجارب را با دیگران سهیم می شوند و ازیکدیگر درس می آموزند.آنها مطالب مهم روزنامه ها و مجلات را می برند و آنها را در اختیار دوستانشان قرار می دهند. کتابهایی را که خوانده اید و نوارهایی را که گوش داده اند، به دیگران معرفی می کنند.دوستانشان هم برای آنها همین کارها را می کنند. گاه یک ایده خوب که آن را از کسی می گیرید، می تواند جهت زندگی را تغییر بدهد.

 

سازگاری احمقانه

عامل دومی که اشخاص را به عقب نگه می دارد هومئوستاسیس است که معنای « تلاش برای سازگار ماندن و همخوان بودن » می دهد. شخصی با این مشخصات، سعی می کند با آنچه در گذشته انجام داده باقی بماند و آن را تکرار کند. اشخاص با این ذهنیت می خواهند با نقطه نظرها و رفتارهای سابق خود باقی بمانند.این طرز برخورد مانع رشد و تعالی آنها می شود. برای برخورد با این موقعیت باید سعی کنید وقتی کسی ایده جدیدی ارائه می دهد، آن را بپذیرید.راهی برای رسیدن به این مهم این است که اذعان کنید شما در اشتباه هستید. انسان موفق در شرایطی که همه چیز در حال تغییر و تحول سریع است به روی نقطه نظرهای جدید گشوده می ماند.این کار مستلزم شجاعت و نبوغ فراوان است.

 

تصمیمات اشتباه

به گفته انجمن مدیریت آمریکا، دست کم 70 درصد تصمیماتی که می گیرید اشتباه است و این را گذشت زمان ثابت می کند.این رقم 70 درصد یک میانگین است. بعضیها بیش از این اندازه تصمیمات اشتباه می گیرند. اما می توانید به طور متوسط به این نتیجه برسید از هر 10 تصمیمی که می گیرید، 7 مورد آن در بلند مدت اشتباه از آب درمی آیند.

در اینجا سؤالی برایتان مطرح می کنم.اگر 70 درصد تصمیمات مدیران و اشخاص اشتباه از کار درمی آید، چگونه دنیا می تواند به روند خود ادامه دهد؟ جواب ساده ای دارد. اشخاص برتر، یعنی آنهایی که به رأس سازمان خود می رسند، کسانی هستند که سعی می کنند ازمیزان تصمیمات اشتباه خود بکاهند.آنها خیلی زود تشخیص می دهند که تصمیمشان اشتباه است و بنابراین سعی می کنند خیلی سریع آن را اصلاح کنند.

متأسفانه، کثیری از مردم عاشق تصمیم اشتباه گذشته باقی می مانند و پس از آنکه تصمیم اشتباهی گرفتند، به راحتی حاضر نیستند که از آن تصمیم دست بکشند.اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیفتد.به جای آن، سعی کنید اولین کسی باشید که به اشتباه بودن تصمیم خود پی می برید.آمادگی آن را داشته باشید که از تصمیم اشتباه خود فاصله بگیرید و کارها را به طرز متفاوتی انجام بدهید.

 

انعطاف پذیری به شما توانمندی می دهد

با استناد به مؤسسه منینگر، مهم ترین لازمه موفقیت در قرن بیست و یکم کیفیت انعطاف پذیری است، که در این میان انعطاف پذیری درطرزی که فکر می کنید از اهمیت بیشتری برخوردار است. انعطاف پذیری به تمایل شما به تغییر کردن و آزمودن چیزهای جدید اشاره دارد. انعطاف پذیری بدین معناست که بخواهید نقطه نظرهای قدیم را کنار بگذارید و شیوه های نو را برگزینید.

 

معجزه رشد و اعتلای شخصی

یکی از بزرگ ترین نقطه عطفهای زندگی من زمانی حاصل شد که، وقتی دوران بیست سالگی را می گذراندم، با معجزه رشد و اعتلای شخصی آشنا شدم. از آن به بعد زندگی ام هرگز مانند گذشته نبود.من آموختم که به کمک رشد و اعتلای شخصی می توانید به خواسته های خود برسید. من آموختم که با کسب اطلاع از آنچه باید بیاموزید تا به هدفهایی که برای خود تعیین کرده اید برسید، حدود و محدودیتی بر آنچه می توانید به دست آورید متصور نمی باشد.

واقعیت این است در آینده از آنِ با صلاحیتهاست. ممکن است فردا تمام پولهایتان را از دست بدهید، اما تا زمانی که توانایی فکر کردن داشته باشید، می توانید بیش از حدی که از دست داده اید به دست آورید.

 

کهنه شدن سریع

دانش و اطلاعات در حوزه کاری شما هر دو یا سه سال دو برابر می شود. تمام منابع اطلاعاتی شما به سرعت کهنه می شوند. برای احتراز از این موقعیت باید پیوسته به علم و اطلاعات جدید دست پیدا کنید.

 

همه روزه مطلب بخوانید

برای اینکه در رأس حرفه خود قرار بگیرید، باید دست کم روزی یک ساعت کتاب و نشریه بخوانید و نکات برجسته آنها را یادداشت برداری نمایید. مطالعه کمتر از روزی یک ساعت موقعیت شما را به مخاطره می اندازد. دوست من جیم ران می گوید: دست کم به همان شدتی که برای شغلتان تلاش می کنید، روی خودتان زحمت بکشید.

در کمترین حد ممکن، باید همه روزه وقتی از خواب بیدار می شوید، 30 تا 60 دقیقه مطلب آموزنده بخوانید.به دقت مطالب مهم را یادداشت برداری کنید. یادداشتهای خود را به طور مرتب مرور کنید. روی آنچه خوانده اید فکر کنید. به این فکر کنید که چگونه می توانید آموخته های خود را در عمل پیاده کنید.

اگر صرفاً روزی یک ساعت کتاب بخوانید، هفته ای حدوداً یک کتاب را تمام می کنید. و این در سال به 50 کتاب می رسد. بعد از سال، 500 کتاب خوانده اید. البته به خانه بزرگ تری احتیاج خواهید داشت تا این کتابها را نگهداری کنید. اما با درآمد بیشتری که به دست می آورید حتماً از عهده این کار برمی آیید.

 

طبل را به صدا درآورید

چند سال قبل، دوست خوبی داشتم که بسیار کم مطالعه می کرد. او معتقد نبود که کتاب خواندن تغییری در درآمد یا زندگی او ایجاد می کند. او بعد از ترک مدرسه خواندن کتاب را کنار گذاشته بود. به من می گفت که خواندن ابداً اهمیتی ندارد. او در ضمن تلاش می کرد که امرار معاش کند. او مرتب در برابر رقبایش عقب می نشست.

به مدت سه سال او را تشویق کردم که به طور روزانه کتاب بخواند. سرانجام تسلیم شد و شروع به خواندن کرد. روزها چند دقیقه ای کتاب می خواند. برایش عجیب بود که خواندن کتاب تا چه اندازه به او کمک می کند و به هنگام صحبت با مشتریان از چه علم و اطلاع بیشتری برخوردار می گردد.

به زودی او، به توصیه من، روزی یک ساعت کتاب می خواند و هفته ای یک کتاب را تمام می کرد.در مدت یک سال، درآمد او به دوبرابر افزایش یافت. و دو سال بعد، بار دیگر در آمدش دو برابر شد.امروزه، یکی از پر درآمدترین افراد حرفه خود است.

 

برای کسب درآمد بیشتر، باید بیشتر بیاموزید

قاعده این است که برای کسب درآمد بیشتر، باید بیشتر بیاموزید. راهی برای کسب درآمد بیشتر استفاده از نوارهای آموزشی است. اگر برای رفتن به محل کارتان از اتومبیل شخصی استفاده می کنید، احتمالاً سالانه 500 تا 1000 ساعت پشت فرمان می نشینید تا به محل کارتان بروید و بازگردید. اگر در حالی که در اتومبیل نشسته اید به نوارهای آموزشی گوش بدهید، معادل سه تا شش ماه هفته ای 40 ساعت می توانید نوارهای آموزشی را مطالعه کنید.و من کسانی را می شناسم که صرفاً با مطالعه توانسته اند درآمدهای سالانه خود را دو، سه و یا حتی چهار برابر کنند.

 

اندیشه نامحدود

در عصر اطلاعات، دانش در حکم همه چیز است. و میزان دانشی که می توانید گرد آورید تنها با جاه طلبی و اندازه میل و تمایل شما محدود می شود. در واقع، محدودیتی برای کارهایی که می توانید بکنید وجود ندارد.

هر چه بیشتر بیاموزید، بیشتر کسب درآمد می کنید. هر چه دانش شما بیشتر باشد، با شجاعت و اطمینان بیشتری می توانید مهارتهای خود را مورد استفاده قرار بدهید. هر چه شجاعت و اطمینان شما بیشتر شود، عزت نفستان افزایش می یابد. و این گونه در هر کاری که بکنید توقف ناپذیر می شوید.

نویسنده:برایان تریسی،مترجم : مهدی قراچه داغی


 

آیا شما هم شخصیتی مهر طلب دارید؟

شخصیتهای مهرطلب، خشم خود را با مهربانی شدید و متناقض نشان میدهند.
این افراد اغلب تظاهر به دوست داشتن و مهربانی دارند حال آنکه این عشق و محبت آنان ناشی از وجود نیازو وابستگی عاطفی آنها است . یک شخصیت سالم میگوید«من محبت شما رادوست دارم وازآن لذت میبرم» درحالی که یک شخص مهرطلب می گوید« من به محبت شما نیاز مبرم دارم و مجبورم آن رابه هرقیمتی بدست آورم. او به شدت حساس ،احساساتی، زودرنج است او شخصیتی خودآزار ودگرآزار دارد او همواره درصددبرانگیختن توجه دیگران نسبت به خویش است او حاضر است بزرگترین آسیب رابه خود وارد کند تا رقت قلب دیگران رابرانگیزد. ازدیگر صفات او فرمانبرداری و مطیع بودن است وی همیشه نظردیگران را برخواست خودترجیح میدهد.او قدرت جلو افتادن ازدیگران را درهیچ رقابتی ندارد و نیروئی نامرئی اورا ازبرتری طلبی بازمی دارد. او به شدت به دیگران وابسته است و ازخودقدرت تصمیم گیری نداردو همواره ازنظرات دیگران تبعیت میکند. تصور اینکه دیگران از او رنجیده خاطر شوند وی رادچاراضطراب می کند. و از اینکه دیگران ازاخلاقش سوء استفاده میکنند احساس رضایت ندارد.


شخص مهرطلب همواره زیردست خوبی است و ازعهده هر وظیفه ای که ازطرف مافوق به وی واگذارگردد برمی آید،او مرتب ازاینکه ازطرف فرادست مورد تایید قرارگیرد احساس شعف مینماید. اما زمانی که خود به ریاست برسد از بازدهی کاری اوکاسته میشود. او همواره برای هرخدمتی به دیگران آماده است.او دربیرون ازخانه ،فردی بسیار خوش اخلاق و مهربان است ولی زمانیکه نوبت به خانواده و امورات شخصی خود میرسد شوق و رغبت هیچ کاری راندارد اوبه طورتقریبی در تمامی اموربا همه افرادتفاهم وسازگاری دارد واین درک متقابل ازنیازهای روانی او سرچشمه میگیرد. این فردمدام خود و خواستهای خودراسرکوب میکند و این تسلیم شدن ها بر عصبانیت ونارضایتی او میافزاید تاجائی که ازخود و دیگران و توقعات نابجای شان سرخورده میگردد.

 

زنان و مردان مهرطلب براحتی میتوانند بادیگرشخصیت ها کناربیایند زیراآنها میتوانند ازنیازدیگران بسرعت آگاه شده و به وی سرویس دهی کنند. شخصیت مهرطلب همسرخوبی است ولی باید مراقب باشد که گرفتارشخصیت ضداجتماعی وسادیستی نگردد زیرا ممکن است موردسوء استفاده قرارگیرد. افراد مهرطلب مثل وسواسی ها بشدت ازانتقاد کردن بیزار هستند وبدلیل اینکه ذهن اینگونه افراد همواره بدنبال تایید دیگران است هرگونه انتقاد را به پای عدم مقبولیت می گذارند. درصورت انتقاد ازشخص مهرطلب، باید ضمن برشمردن محاسن او به آرامی ونرمی انتقادها مطرح گردد.پس ازگذرسال ها ،فردمهرطلب به دلیل خودتنبیهی حاصل ازعناد به خود دچارسرزنش مدام خود و اضطراب میگردد زیرا اوهرکاری میکند نمی تواند دل انسانهای اطراف خودرابدست آورد و آنان را ازخودراضی نگهدارد وبدلیل همین فشارهای ناشی ازرفتاردیگران دچار اضطراب میشود.

 

ریشه مهرطلبی راباید درگذشته وخصوصا دوران کودکی عاری ازمحبت وی و رفتار نادرست اطرافیان و والدینش جستجوکرد و دیگرعدم اعتمادبه نفس و خودباوری وی وداشتن ترس ازدست دادن توجه دیگران و رهاشدن و تنهاماندن ترس ازاینکه دیگران فکرکنند به اندازه کافی آدم خوبی نیست و داشتن شخصیت محتمل که بازهم ناشی ازتربیت خانوادگی اوست.

 


 

فنگ شویی

 

فنگ شویی(1)

فنگ شویی ( که به آن فانگ شویی نیز گفته می شود) روش باستانی چینی است که به افزایش جریان سودمند انرژی چی- انرژی موجودات – در محیط خانه کمک می کند. فنگ شویی به معنای باد و آب است. همان طور که هوای تازه ، آب گوارا و غذاهای سالم بدن فیزیکی ما را تغذیه می کنند، چی نیز حیات بدن ما را تغذیه می کند.هدف فنگ شویی این است که هماهنگی و تعادلی را در محیط زندگی شما ایجاد کند که شامل انجام راه حل های عملی برای حل مشکلات روزمره است؛ مانند هر چه راحت تر کردن محیط  منزل ، چیدن لوازم منزل برای راحتی و از بین بردن به هم ریختگی ها و بی نظمی های محیط خانه و محل کار .مهمترین قسمت فنگ شویی عزم و اراده خود فرد است . زمانی که یکی از این دستوالعمل ها را به کار می برید نشان دهنده مسئولیت پذیری شما در زندگی است و اینکه میل و رغبت خود را برای ایجاد تغییر در چیزهایی که باب میلتان نیست نشان می دهید. تاثیرات  فنگ شویی در سطوح جسمی و روحی وجود دارد. بر اساس فلسفه فنگ شویی دنیای درون و بیرون ما ارتباط نزدیکی با هم دارند و روی همدیگر تاثیر می گذارند و در واقع آنها دو روی سکه هستند. محل زندگی ما تمام نمای روحیات و احساسات درونی ما است.

 

انرژی چی( CH'I)

ترجمه تحت اللفظی فنگ شویی باد و آب است؛ به این معنی که مانند باد و آب دارای حرکت و چرخش است. هدف مکتب فنگ شویی این است که انرژی نامتناهی جهان که زندگی همگان را می گرداند و به آن انرژی چی می گویند مانند یک نسیم جانبخش و هوای تازه به سمت محیط پیرامون افراد هدایت کند. چینی ها بر این باورند که انرژی نامحدود چی در همه جا از جمله زمین ، اتمسفر، خانه ها و جسم های ما جریان دارد. پزشکان خاور دور عقیده دارند بیماری ها زمانی به وجود می آیند که حرکت انرژی در بدن انسان مختل شود. زمانی که انرژی چی درون خانه یا محل کار ما حبس می شود با اثرات معکوسی در همه کارها مواجه می شویم؛ روابطمان با دیگران ضعیف می شود و ... . با استفاده از فرامین فنگ شویی می توانیم حرکت انرژی چی را به سمت خانه و محیط کار خود هدایت کنیم تا برای ما سلامت ، ثروت و شادکامی را که چینیان باستان آنها را سه رحمت الهی می نامیدند به ارمغان آورد.