مهارت حل مسئله و تصمیم گیری

 

مهارت حل مسئله و تصمیم گیری

 

مهارت حل مسئله به معنای توانایی تعریف دقیق مشکل، تفکر درباره راه حل های مختلف و انتخاب مناسبترین راه حل است.

مهارت تصمیم گیری ، توانایی استفاده از روشی منظم و مرحله به مرحله برای گرفتن یک تصمیم است. نکته مهم آن است که این دو مهارت کاملاً به یکدیگر وابسته اند و در مواردی یکسان در نظر گرفته می شوند.به عبارت دیگر در فرایند حل مسئله، استفاد از مهارت تصمیم گیری اجتناب ناپذیر است و متقابلاً ، هر نوع تصمیم گیری  در مواجهه با یک مسئله آغاز می شود.

 

افرادی که فاقد مهارت حل مسئله و تصمیم گیری اند معمولاً:

 

1-  وجود مشکل را دلیل بر ضعف ، بی کفایتی، بی لیاقتی،بی استعدادی، نادانی و ....    می دانند.

 

2- به هنگام مواجهه با مشکلات و مواقعی که باید تصمیمی را بگیرند، مرتب خود راسرزنش و ملامت  می کنند.

 

3-معتقدند که یک دنیای خوب ، دنیای بدون مشکل است.

 

4-روش معمول این افراد ، اجتناب یا فرار است.

 

5-معمولاً بدون اندیشیدن کافی و با عجله و تکانشی عمل می کنند.

 

6-در مقابل مشکلات و موقعیت هایی که نیاز به تصمیم گیری دارند، احساس درماندگی و ناامیدی می کنند.

 

7-قادر به پیش بینی پی آمد راه حل ها و نتیجه تصمیم گیری های خود نیستند.

 

 

فرایند حل مسئله از مراحل زیر تشکیل شده است:

 

1- مرحله خود آگاهی و تمرکز ذهنی( گفتار درونی):

 

  •  گفتار درونی مثبت
     

"در زندگی همیشه احتمال بروز مشکلات وجود دارد."

"من می توانم از پس این مشکل برآیم."

"روبرو شدن با مشکلات مرا برای مشکلات شدیدتر و بزرگتر  آماده می کند."

" من هر آن چه را که در توان دارم برای حل این مشکل بکار    می برم"

 

  •  گفتار درونی منفی
     

" من نمی توانم از عهده این مشکل بر آیم"

" من آدم بی فایده و ناتوانی هستم"

"هیچوقت نتوانسته ام که مشکلات خود را بدرستی حل کنم"

" انگار هر چه مشکل است برای من ساخته شده است"

 

 

2- روشن سازی و تعریف دقیق مسئله:

 

بررسی عوامل موثر در به وجود آمدن مشکل و تعریف دقیق مشکلی که باید حل شود.

 

"هم باید دوستم را ناراحت نکنم و هم دلم نمی خواهد به او پول قرض بدهم"

"مشکل من این است که باید درس بخوانم، فردا امتحان دارم ولی دوست دارم که مسابقه فوتبال را هم تماشا کنم"

"باید بیشتر مراقب ارتباط فرزندم با دوستانش باشم ولی ممکن است او مرا پدر مستبدی بداند!"

 

3- بارش فکری درباره راه حل های مختلف:

 

در این مرحله تا آنجا که ممکن است به ارائه راه حل های گوناگون می پردازیم بدون آن که به درست یا غلط بودن آنها فکر کنیم.

  •  " منطق بارش فکری این است که کمیت، تولید کیفیت  می کند."

 

 

4 - ارزیابی راه حل ها و انتخاب بهترین راه حل:

 

تفکر درباره هر یک از راه حل ها ، اساس این مرحله را تشکیل می دهد.

  •  "مزایا و معایب  (پی آمد های مثبت و منفی) هر راه حل را مورد ارزیابی و قضاوت قرار می دهیم و در آخر با توجه به موارد مثبت و منفی هر راه حل، یک یا چند مورد از آنها را انتخاب می کنیم."

 

 

ه - بکاربستن و بازبینی راه حل ها:

 

پس از انتخاب بهترین راه حل(ها) باید آنها را بکار بست.

 

  •   “معمولاً با استفاده از این روش، مشکلات و تصمیم های ساده و آسان تر بخوبی حل می شوند ولی بخش قابل   توجه ای از مشکلات زندگی ما نیازمند بازبینی، اصلاح  راه حل استفاده شده و یا انتخاب راه حل جدید است."

 

 

مها رت های "نه" گفتن

 

مها رت های "نه" گفتن

 

"نه" گفتن

 

1-   نظر خود را بگویید. به طرف مقابل خود بگویید که درباره یک موضوع خاص چه احساسی دارید و تقاضای او را برای انجام کاری که مایل نیستید، با قاطعیت رد کنید ( برای مثال بگویید" نه من سیگارنمی کشم ".

 

2-   دلایل خود را بیان کنید. به طرف مقابل خود بگویید به چه دلیل چنین نظری دارید و چرا چنین احساسی پیدا کرده اید" به نظر من برای بی خیال شدن و فراموش کردن مشکلات سیگارکشیدن راه درستی نیست".

 

3-   او را درک کنید. به طرف مقابل نشان دهید که شما وضعیت ، تقاضا یا احساسات او را درک کرده اید ( در هر صورت می دونم که تو می خواستی کمکم کنی ولی من اهلش نیستم).

 

درخواست کردن و اظهار نظر

 

1-    مشکل موجود و یا وضعیتی که می خواهید تغییر کند را بیان کنید. به طرف مقابل مشکل مورد نظر یا وضعیتی که لازم است تغییر کند را بگویید.

2-    بگویید که چگونه می خواهید وضعیت را تغییر یا مشکل را حل کنید. آنچه را که می خواهید طرف مقابل انجام دهد یا آنچه را که فکر می کنید(نظرات  خودتان) را بیان کنید.

 

 

چگونه سخن بگویید

 

1- بلندی صدا . با زمزمه یا زیر لب صحبت نکنید.بلکه با صدای محکم ، قوی و نسبتاٌ بلند حرف بزنید.

 

2-تماس چشمی. نگاه خود را به اطراف و یا به کف اتاق ندوزید بلکه به طور مستقیم به چشمان کسی که با او حرف می زنید نگاه کنید(زل نزنید).

3-بروز در چهره.مطمئن شوید که حالات چهره شما بیانگر همان چیزی است که در حال گفتن آن هستید( برای مثال هنگامی که به کسی می گویید خوشحال هستید اخم  نکنید).

 

4-فاصله. فاصله مناسب را از شخص مخاطب ،رعایت کنید( برای مثال هنگامی که به شخصی می گویید  قصد رفتن دارید،فاصله بیشتری بگیرید و هنگامی که احساس صمیمیت یا محبت می کنید نزدیکتر بایستید).

 

روش های نه گفتن:

 

                                          روش های نه گفتن:   

 

  

 

 

 

 

 

چگونگی استفاده بهینه از زمان

 

چگونگی استفاده بهینه از زمان

1.هدف گذاری

یک انسان موفق هیچ‌گاه بدون هدف دست به کار نمی‌زند. انسان بی‌هدف کاملاً تابع حوادث وپیش‌آمدهاست. کسی که هدف روشن و مشخص در زندگی دارد، پس از رسیدن به موفقیت احساس خوشبختی و آرامش می‌کند. اهداف شما به میل و خواسته‌ خودتان مربوط است. تا همت عالی چه باشد!

 

2.تعیین اولویت

پس ازآن که فهرست اهداف بلندمدت و کوتاه مدت شخصی، خانوادگی و حرفه‌ای خود را تهیه کردید ضروری است که آنها را به ترتیب اولویت معین انجام دهید. اگر بیش از یک هدف و یا وظیفه داشته باشید باید اولویت‌بندی کنید. اگر در یک روز معین ده کار مختلف می‌خواهید انجام دهید، اولویت هرکدام را بر اساس درجه‌ی اولویت بنویسید. اولویت‌ها دائماً در حال تغییر هستند، ممکن است مجبور شوید در آغاز هر روز اولویت‌ها را مورد تجدیدنظر قرار دهید.

 

3. رعایت اولویت

تا زمانی که کار مهمتر و با درجه‌ی اولویت بالاتر زمین مانده است، دست به کارهای کم اهمیت‌تر نزنیم.

مدیریت زمان = هدفگذاری + تعیین اولویت + رعایت اولویت

 

پرت های زمانی:

• تلفن زدن

• مراجعات شخصی (منظور ارباب‌رجوع نیست بلکه دوستان و همکاران)

• جلسات

• کارهایی که می‌بایست به دیگران محول شوند.

• طفره‌رفتن و تردید در تصمیم‌گیری

• شروع کار آن‌هم وقتی اطلاعات شما درباره‌ی آن ناقص است.

• بحران زدگی

• ارتباطات مبهم

• اطلاعات تکنیکی ناقص

• اهداف و اولویت‌های مبهم

• فقدان برنامه‌ریزی

• استرس و خستگی

• ناتوانی در گفتن واژه‌ی "نه"

• عدم وجود نظم و ترتیب

 

 توصیه‌هایی جهت موفقیت در مدیریت زمان :

ساده‌ترین روش بهره‌وری از زمان، فهرست‌ کردن کارهایی است که در روز باید انجام دهیم. با این روش علاوه بر جلوگیری از فراموش کردن کارها، می‌توان با مراجعه به لیست اولویت‌بندی، کارهای مهم و فوری را از بقیه کارها جدا کرد. بسیاری از مردم، در حال حاضر اهمیت تعیین لیست کارهای روزانه را دریافته‌اند ولی در خصوص اولویت‌بندی آن بر حسب اهمیت و فوریت دچار اشکال هستند.

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تأثیر آن بر بهره‌وری منسوب به آقای چارلز شواب مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاوران خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می‌دهم که بازدهی کار شما را تا 50% افزایش می‌دهد.

آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به شواب داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می‌بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره‌گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد.

نقل می کنند که آقای شواب پس از به کارگیری این روش، آن را بسیار مفید یافت و دستور داد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می‌گوید: از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازم‌ترین کارهای روزانه می‌پردازیم.

روزگار دریایی است که کشتی زندگی ما بر روی آن به طرف ساحل مقصود میرود. این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است؛ اگر امروز آرام باشد، فردا حتماً طوفانی خواهد شد. بنابراین، وقتی آرام است باید فرصتها را غنیمت شماریم و از آن به بهترین شکل استفاده کنیم.

 

مدیریت زمان :

ـ فهرستی از مهمترین کارهای خود تهیه کنید.

ـ سررسیدی زیبا انتخاب‌کنیدتا از نوشتن در آن احساس لذت کنید.

ـ هر روز کاری را با کارهای مهم شروع کنید.

ـ همیشه از خود بپرسیم هم‌اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست؟

ـ هر ورق کاغذ را فقط یک بار از زیر دستتان بگذرانید.

ـ کارهای قابل واگذاری را مشخص و به دیگران تفویض کنید.

ـ کاری که قرار گذاشته‌اید هم اکنون شروع کنید.

ـ کارهای زیاد را همزمان با هم شروع نکنید.

ـ یک روز را سیصد و شصت و پنج بار تکرار نکنید.

ـ برای ارزیابی کارآیی خود فهرست زمانبندی شده را مرورکنید.

ـ هر روز فرصتی را در آرامش، برای فکرکردن اختصاص دهید.